خطبه های نماز جمعه ۲۲ تیر ماه ۹۷ در شهر اندیشه

 

جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷

نماز جمعه این هفته در شهر اندیشه به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید علی مروج با حضور پر شور مردم ولایتمدار این شهر در مصلای امام علی علیه السلام شهر اندیشه  برگزارشد.

خطبه های نماز جمعه ۲۲ تیر به امامت خطیب ارجمند حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی مروج

 

بسم الله الرحمن الرحیم … خودم و همه شما نمازگزاران عزیز روز جمعه را سفارش می‌کنم به رعایت تقوای الهی و فرمانبرداری از خداوند و عبودیت و بندگی خداوند متعال. امیدوارم خداوند متعال و فرامینش در بطن زندگی ما باشد، خداوند در حاشیه زندگی نباشد، نگاه ما، کلام ما، نشست و برخاست ما و تمام شئونات زندگی ما در بعد فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی ـ در همه ابعاد ـ فقط و فقط رنگ الهی داشته باشد و لحظه‌ای از نظارت دائمی خداوند متعال غافل نباشیم.

بحث ما، در بیان ویژگی‌های اهل تقوا در خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه است. «نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی اَلْبَلاَءِ کَالَّذِی نَزَلَتْ فِی اَلرَّخَاءِ» عرض کردیم در فراوانی نعمت، در تنگناها، در سختی ها و مشکلات و مصائب دنیوی، حال اهل تقوا یکسان است. ایشان در همه حالات به یاد خداوند هستند چرا که خداوند همیشه در متن زندگی آنهاست نه در حاشیه زندگی‌شان. عرض کردیم که این مرتبه از ویژگی‌های اهل تقوا را در یک کلام می‌توان بگوییم مقام رضا و تسلیم است. در هفته گذشته، در بیان راه‌های به دست آوردن این مقام، راه‌های رسیدن به این جایگاه اهل تقوا که بلا و رخا برایشان یکسان باشد دو راه را عرض کردیم. یک راه «وَمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» است که عرض کردیم بدین معناست که تقوا و و مراقبت و خداترسی باید داشت «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‌« کسانی که خداترس هستند، مراقب هستند، کسانی که خداوند متعال در بطن زندگی‌شان جای دارد، بلا و رخا برای‌شان یکسان است. «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‌ فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوى‌«.

دومین راهی که برای به دست آوردن این مقام و جایگاه اهل تقوا عرض کردیم، بررسی حالات زندگی انبیای الهی و ائمه اطهار (علیهم السلام) است. وقتی ما سیره عملی زندگی انبیای الهی را بررسی می‌کنیم، زندگی حضرت نوح (علیه السلام)، حضرت یعقوب(علیه السلام)، حضرت ایوب(علیه السلام)، زندگی نبی مکرم اسلام خاتم انبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) که فرمود «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت» (ﺍﺑﻦ ﺷﻬﺮ ﺍﺷﻮﺏ، ﺍﻟﻤﻨﺎﻗﺐ، ﺝ۳، ﺹ۲۴۷) هیچ پیامبری به اندازه منِ پیامبر اذیت نشد، وقتی ما این بلاها را در زندگی ایشان می‌بینیم، سختی‌ها و مشکلات انبیای الهی را می‌بینیم و وقتی می‌بینیم که صبر کردند و ناامید نشدند و از فضل و رحمت الهی مایوس نشدند تا اینکه به یوسف کنعان‌شان دست پیدا کردند. خداوند اموال حضرت ایوب را برگرداند، پس از ۱۷ سال صبر بر بیماری و مشکلاتی که به عنوان بلا و آزمایش برای آن نبی مکرم بود، فرزندش را برگرداند.

و اما سومین راه برای رسیدن به این مقام و مرتبه اهل تقوا که بلا و رخا برای ما یکسان باشد، حال و احوال ما در سختی‌های زندگی، بیماری‌ها و قرض‌ها و دوری‌ها و مشکلات، تحربم‌ها و تهدیدها و دیگر سختی‌های دنیایی یکسان باشد این است که بدانیم خداوند متعال براساس خیر و مصلحت ما حکم می‌کند. پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند «یَا عِبَادَ اللهِ أنتُم کَالمَرضَی وَاللهِ رَبُّ العَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ» (تنبیه الخواطر مجموعه ورام،ج۲،ص۱۱۷) شما مانند مریض هستید و خداوند متعال مانند طبیب. طبیب هم براساس رضایت مریض نسخه نمی‌پیچد. طبیب براساس آن‌چه که خودش، با حکمت خودش، برای آن بیمار مصلحت می‌داند نسخه می‌پچید. این را بدانیم که تمام مشکلات و بلاها و آزمایشات این دنیا برای اهل تقوا براساس مصلحت و خیرشان است چرا که خداوند ارحم الراحمین است، حکیم است، اما ما با عقل ناقص خود علت‌ها را نمی‌توانیم درک کنیم. خداوند در سوره بقره آیه ۲۱۶ می‌فرماید «عَسى‌ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‌ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌ » چه بسا برخی از بلاها و سختی‌ها و مشکلات برای ما سخت و مشکل باشد، اما این به خاطر آزمایش ماست و مایه خیر و کمال ماست. دانه‌ای که در زیر خاک سخت یا از دل سنگ، سنگ را می‌شکافد و به سختی، سنگ یا خاک را کنار می‌زند، برای این است که به کمال برسد، به ثمر برسد و رشد کند و دانه و میوه بدهد. لذا برای رسیدن به این هدف، باید سختی کنار زدن خاک و سنگ را تحمل کند.

کار خداوند متعال براساس حکمتش است چرا که او حکیم است و بصیر است، چه بسا ما به این زندگی و به این مشکلات راضی نباشیم، اما او این سختی‌ها و مشکلات را مایه رشد و خیر و برکت ما می‌داند. «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌ » خداوند حکیم است، طبیب است. خداوند داناست، شما چه می‌دانید.

در داستان بسیار زیبای حضرت موسی و حضرت خضر (علیهم السلام) در سوره کهف، که داستان به حقی هم است، افسانه نیست. «نَّحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ» (سوره کهف، آیه ۳۱) این داستان‌های قرآن برای پند گرفتن است. برای این است که ما پند بگیریم و موعظه بشویم. بهترین داستان‌ها، داستان‌های قرآنی است. در واقع در داستان حضرت موسی و خضر (علیهم السلام) خداوند تعلیم می‌فرماید که مشکلات و بلاها و سختی‌ها و اتفاقات دنیایی بر سه نوع است. بحث آیات ۷۹ تا ۸۲ سوره کهف، بحث بلا و رخاء است. براساس این آیات شریفه، بلاها در دنیا بر سه گونه است. نوع اول، برخی اتفاقات و مشکلات و سختی‌ها وجود دارد که ممکن است که ما در دنیا علتش را ندانیم، ممکن است قضاوت نادرست کنیم اما بعد از مدتی متوجه شویم، یا استغفار کنیم یا عذرخواهی کنیم، به خاطر اینکه علت آنها را نمی‌دانستیم و الان که متوجه شدیم این بلا و سختی و مصیبت و مشکلی که خداوند سر راهم گذاشت، برای من خیر بود، شر نبود بلکه باعث کمال من شد، باعث افزایش روزی من شد، موجب عزت من شد، سبب هدایت من شد.

لذا خداوند در آن داستان سه اتفاق و سه حادثه را نقل می‌کند، در جایی کشتی را تخریب کرد، در جایی نوجوانی را به قتل رساند و در جای دیگر دیواری که برای یتیمی بود، تعمیر کرد، در مرحله اول می‌فرماید «أَمَّا السَّفِینَهُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ» این کشتی برای فقرایی بود که از دریا روزی خود را به دست می‌آوردند، آنها فقیر بودند و با پول‌هایشان همین یک کشتی را خریداری کرده بودند و با آن تجارت می‌کردند و هزینه خانواده خود را تامین می‌کردند. « فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا» من خداوند اراده کردم که توسط مامور و ولی خودم، آن را تخریب کنم. به خاطر چه باید معیوب شود؟ می‌فرماید « وَکَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَهٍ غَصْبًا » برای اینکه پادشاه دستور داده بود تمام کشتی‌ها را جمع آوری و غصب کنند. علتش این بود. مگر آن لحظه‌ای که حضرت خضر کشتی را معیوب می‌کرد، صاحبان کشتی ناراحت نشدند، این یک نوع بلا و مصیبت بود. آنها ناراحت شدند که چراحضرت خضر دارد کشتی‌شان را تخریب می‌کند. چه بسا نفرینش کردند و به او ناسزا گفتند اما بعد از چند روز یا چند ساعت متوجه شدند که ماموران پادشاه در حال جمع‌آوری کشتی‌ها هستند، وقتی به کشتی آنها رسیدند، دیدند کشتی‌شان معیوب است لذا گفتند این کشتی به درد پادشاه نمی‌خورد. رهایش کنید. بعد از آن بود که همه از حضرت خضر عذرخواهی و تشکر کردند چرا که علتش را نمی‌دانستند. ما با عقل ناقص‌مان علت بسیاری از حوادث را نمی‌دایم. برخی از بلاها و عیب‌ها و نقص‌ها، در اموال یا در اولاد یا در جان ما، عیب‌هایی است که با حکمت الهی به وجود آمده است و ای چه بسا به نفع ما باشد اما ما اطلاعی نداریم. اینها حکمت‌های بالغه الهی است که ما از آن حکمت اطلاعی نداریم. البته بعدا ممکن است برخی از علت‌ها را در همین دنیا متوجه شویم. چقدر از آرزوهایی که شما در جوانی داشتید اما الان خدا را شکر می‌کنید که خداوند شما را به آن آرزوها نرساند چرا که آن زمان علت نرسیدن به آن آرزوها متوجه نبودید.

بحث امر به معروف و نهی از منکر، واجبی است که به ظاهر تلخ است، به ظاهر امر است، به ظاهر نهی است، اما شخص بعدا متوجه می‌شود حالا چه در دنیا، چه در آخرت که خداوند خیرش دهد چرا که اگر آن روز به من تذکر نمی‌داد، اگر آن روز دست مرا نمی‌گرفت، من الان نماز نمی‌خواندم، اهل مسجد نبودم علتش این بود که من در آن زمان بصیرت نداشتم، چه بسا بسیاری از این اختلاس‌ها، نافرمانی‌ها، اعتیادها و اینکه زندان‌های ما الان جمعیتش خیلی افزایش پیدا کرده، به خاطر ترک همین فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشد. اگر آن روزی که شخص تخم مرغ دزدید من امر به معروف می‌کردم، الان شتر دزد نمی‌شد. من اگر آن زمان فرزند خودم را نهی از منکر می‌کردم، امروز کارش به اعتیاد و گوشه زندان کشیده نمی‌شد. بی‌تفاوت بودم و رهایش کردم، البته بعدش هم نتیجه‌اش را و ضررش را خودم می‌بینم. بنابراین براساس این داستان زیبای قرآنی، علت برخی اتفاقات و بلاها و مصائب دنیایی را ممکن است متوجه نشویم چرا که حکمتش را نمی‌دانیم اما خداوند متعال حکمت آن را می‌داند و ممکن است هیچ وقت هم در این دنیا متوجه نشویم. پس کی متوجه می‌شویم؟ در عالم برزخ و در قیامت.

دومین نوع حالت آزمایش حالتی است که اصلا متوجه نمی‌شویم، بسیاری از بلاها و اتفاقات ممکن است این گونه باشد که ما علتش را نمی‌دانیم، علتش را هم در این دنیا متوجه نمی‌شویم و برای همیشه ناله و نفرین می‌کنیم که خدایا چرا آن حاجتم را ندادی، چرا من به فلان هدفم نرسیدم. «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً فَأَرَدْنا أَنْ یُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیْراً مِنْهُ زَکاهً وَ أَقْرَبَ رُحْماً » همانطور که حضرت موسی ناراحت شد وقتی که حضرت خضر نوجوانی را کشت چرا که علتش را نمی‌دانست. پدر و مادر آن نوجوان هم خیلی ناراحت شدند و حضرت خضر را نفرین کردند، آه و ناله کردند و خود را مورد سرزنش قرار دادند. نه آن زمان علتش را هم نفهمیدند و نه بعدها اما خداوند متعال می‌فرماید علتش این بود اگرچه آن پدر و مادر نفهمیدند که چرا در نوجوانی بچه‌شان را خداوند از ایشان گرفت. ممکن است این اتفاق برای خیلی از انسان‌ها هم بیفتد که جوانش در یک حادثه‌ای از دنیا برود، تصادفی بشود، غرق بشود، یا در بستر بیماری بیفتد که دیگر نتواند در جامعه برود، او ممکن است متوجه نشود و ناله و نفرین کند که خدایا چرا بچه مرا گرفتی. چرا چنین مریضی را به او دادی. به قول معروف چرا هر چه سنگ است برای پای لنگ است. اما خداوند متعال حکمت آن حادثه را می‌فرماید. چون که آن نوجوان باعث می‌شد که هم خود جهنمی شود و هم پدر و مادرش را به کفر بکشاند و جهنمی کند. اما آن پدر و مادر که حکمت این حادثه را نمی دانستند. این داستان نشان می‌دهد که ممکن است برخی را بچه‌هایشان منحرف و بدنام کنند، لذا براساس این  آیه، می‌توان گفت ای کاش بچه‌های خیلی از مسئولین نظام در کودکی می‌مردند و باعث انحراف و بدنام‌شان در بزرگسالی نمی‌شدند. در ادامه آیات می‌فرماید اما خداوند آن جوان را از ایشان گرفت و فرزندی پاک و مهربان نسبت به پدر و مادر عنایت کرد. البته آن پدر و مادر هیچگاه هم حکمت کار خداوند را نفهمیدند.

اما نوع سوم حوادث و بلاهایی که برای اهل تقوا و اهل نماز در این دنیا اتفاق می‌افتد، به گونه‌ای است که اصلا از  آن خبردار هم نخواهیم شد چه برسد به حکمتش. اصلا متوجه نخواهیم شد که خداوند برخی از بلاها را از ما دور کرده است و برخی از خیرات را به ما رسانده است. اصلا متوجه نمی‌شویم. چه وقت متوجه می‌شویم؟ در عالم برزخ. «وَأَمَّا الْجِدَارُ فَکَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَهِ » آن جایی حضرت خضر و موسی آمدند وقتی گرسنه و تشنه وارد شهر شدند، مردم آن شهر به ایشان آب و غذا ندادند. با این حال حضرت خضر به حضرت موسی (علیهم السلام) گفت بیا این دیوار را تعمیر کنیم. «وَکَانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمَا» زیر این دیوار کج، گنجی وجود داشت. به خاطر اینکه پدر و مادر آن دو بچه یتیم، صالح بودند، به خاطر اینکه اهل نماز و روزه، امر به معروف و نهی از منکر بودند، اهل انفاق بودند ـ ببینید خداوند چه حکمتی دارد ـ خداوند به خاطر پدر و مادر بچه‌ها به ایشان رحم کرد. «وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا » خداوند اراده کرد که این گنج حفظ شود تا زمانی که بچه‌ها به سن رشد و بلوغ برسند. «وَیَسْتَخْرِجَا کَنْزَهُمَا رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ » این رحمتی است از طرف من خدا برای ایشان اما بچه‌ها نمی دانستند که روزی بعد از این که دیوار تخریب می‌شود، توسط دو پیامبر خدا تعمیر شده تا آن گنج را خداوند برایشان  نگه دارد و به دستشان برساند. نه علتش را می‌دانستند و نه حکمتش را. آنها فقط به آن گنج و ثروت دست پیدا کردند اما خداوند این بلا را اینگونه از آنها  دور کرد. این عنایت الهی است در دنیا به اهل ایمان، به اهل عمل صالح. به اهل تقوا. اینکه فرمود «وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ» (سوره قصص، آیه ۸۳) معنایش همین است. «وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی» حضرت خضر می‌گوید من این کارها را خودسرانه انجام ندادم. «ذَلِکَ تَأْوِیلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا» این تاویل آن چیزهایی بود که توی موسی طاقت نداشتی که آنها را بشنوی.

لذا از امام صادق (علیه السلام) در اصول کافی، ج۳، ص ۱۸۰ روایتی نقل شده که «عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ» در شگفتم از مسلمانان، از اینکه «لَا َقْضِی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَإِنْ قُرِّضَ بِالْمَقَارِیض» می‌فرماید اگر خداوند مومنی را با قیچی قطعه قطعه کند یعنی به او سختی و مشکلات بدهد، مریضی و گرفتاری و بلا دهد، خداوند این سختی‌ها را برای آن مومن خیر قرار می‌دهد، آنها برای مومن خیر است. اما حکمتش چیست؟ برخی از حوادث هست که حکمتش را نمی‌دانیم مثل داستان حضرت موسی و حضرت خضر(علیهما السلام)، برخی حوادث هست که حکمتش را بعدها البته در همین دنیا متوجه می‌شویم، برخی حوادث هم هست که حکمتش را اصلا در دنیا متوجه نمی‌شویم در عالم برزخ به ما می‌گویند، البته برخی از حکمت ها را هم در برزخ نمی‌گویند، در قیامت می‌گویند که آن حادثه علتش این بوده و این هم برایت خیر بوده است. لذا می‌فرماید «وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ» اگر خداوند مومنی را مالک شرق و غرب عالم هم کند باز هم این برایش خیر است. یعنی برای مومن هم رخا و فراوانی نعمت خیر است و هم بلا و سختی‌ها و قطعه قطعه شدن با قیچی. تمامش خیر است. نگاه ما در زندگی باید این گونه باشد. نگاه ما به بلاها باید خیرخواهانه باشد، از روی مصلحت و حکمت باشد، خداوند هم حکیم است و هم ارحم الراحمین.

خدایا! تو را قسم می‌دهیم به حق این روز عزیز، آن تقوایی که بلا و رخا را برای ما یکسان می‌کند، روزی ما بگردان. لحظه‌ای ما را به نفس‌مان غافل وامگذار. عاقبت ما را ختم به خیر بگردان.

خطبه دوم

… مجددا خودم و همه شما خواهران و برادران نمازگزار روز جمعه را سفارش می‌کنم به رعایت تقوای الهی و مراقبت در رفتار و گفتار و اعمال. هفته‌ای که گذشت، ایام شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) را پشت سر گذاشتیم. من تشکر می‌کنم از همه عزیزان و اعزه‌ای که در روز شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) با حضور پرشور و نورانی خود در تجمع صادقیون شهر اندیشه، مجلس امام جعفر صادق (علیه السلام) را پررنگ کردند. هم از ائمه محترم جماعات شهر و هم از عزیزان‌مان در پلیس راهور، نیروهای نظامی و انتظامی و بسیجیان عزیزما، خواهران و برادران، از همه کسانی که آن روز به صحنه آمده بودند. آن روز، از همه مساجد شهر، نمازگزاران عزیز را در این تجمع بزرگ دیدم، انشاءالله که این قدم‌ها برسر پل صراط نلغزد.

از مسئولین شهرستان و فرماندار محترم، معاونین محترمشان، اعضای شورای تامین و دیگر مسئولین شهر، که در جلسه پرسش و پاسخی که در شب شهادت امام جعفر صادق (ع) برگزار شد، شرکت کردند، من تشکر و قدردانی می‌کنم، انشاءالله این جلسات ادامه خواهد داشت، در دیگر مساجد شهر این جلسات را ادامه می‌دهیم، شروعش با مسجد و مصلای امام علی (علیه السلام) بود که انشاءالله جلسات بعدی را در سایر مساجد برگزار می‌کنیم.  مصوبات جلسه قبل را، سوالات جلسه قبل را، مطالبات مردمی که در جلسه قبل مطرح شده بود را مورد بررسی قرار می‌دهیم تا ببینیم چقدر از این مسائل محقق شد. چقدر از این مطالبات محقق شد. مشکلات مردم فهیم شهر اندیشه را، گرفتاری‌هایشان را، بحث مشکلاتی که کسبه عزیزمان در شهر دارند، بحث کمبود روشنایی‌هایی در شهر اندیشه وجود دارد. من همینجا از همه شما مردم عزیز و فهیم، تقاضا می‌کنم، بنده هم مثل شما هستم، این جایگاه، جایگاه مطالبه‌گری است، جایگاه اجرا نیست، امام جمعه مجری نیست، امام جمعه هم مانند دیگر مردم مطالبه‌گر است، امام جمعه بلندگوی به حق مردم است، امروز در سراسر کشور، تنها جایگاهی که مردم بدان امید دارند، و حرف دل مردم از این جایگاه و این تریبون زده می‌شود و مردم را امیدوار نگه می‌دارد، جایگاه نمازجمعه است چرا که امام جمعه حقوق بگیر دولت نیست. حقوق بگیر نهادها نیست. امام جمعه زیرمجموعه ولایت و رهبری است. این تریبون‌ به عنوان جایگاه بصیرت افزایی، جایگاه ایمان، جایگاه تقوا، جایگاه مطالبه گری به حق از مسئولان است که در شهرها جانمایی شده است. لذا بنده خودم نیز در همین هفته‌ای که گذشت در ایستگاه تاکسی شهر اندیشه حضور پیدا کردم و ده‌ها مشکل را دیدم… البته مساله بگوییم بهتر است، مشکل نگوییم، چون مساله قابل حل است. البته اگر خود مسئولین مربوطه در آن ایستگاه حاضر می‌شدند و به حرف این عزیزان فقط گوش می‌کردند، بسیاری از مشکلات قابل حل بود. خیلی از مسائل‌شان در کوتاه مدت قابل حل است. نهایتا فقط باید با آنها صحبت کرد، مشکلاتشان را شنید، باید برنامه‌ریزی داشت. من همین جا از مسئولین شهر دعوت می‌کنم و می‌گویم این تریبون در اختیار شماست، روزهای جمعه بیایید با مردم صحبت کنید، برنامه‌هایتان را به مردم بگویید، مشکلات مردم را بشنوید، این جایگاه، جایگاه خدمت رساندن به مردم است.

در بحث مشکلات کسبه همین کار را باید کرد، در بحث تاریکی‌هایی که در برخی از معابر وجود دارد، اینطور نباشد که اداره برق بگوید مسئولیتی ندارم و باید شهرداری روشنایی را تامین بکند و شهرداری هم بگوید اداره برق باید تامین بکند و در نتیجه ۴ ماه یک مسیر، از شهدای گمنام تا خلیج فارس، تاریک بماند. بعد هم در جلسه پرسش و پاسخ گفته شود که به خاطر ماشینی که پست برق برخورد کرده برق آن منطقه قطع شده است. ریاست محترم اداره برق، چرا باید چهارماه این موضوع معطل بماند تا اینکه شما اقدامی کنید؟ چرا مردم باید در تاریکی باشند؟ اینها نگرانی‌های ماست. این جایگاه، جایگاه مطالبه‌گری است. خدای ناکرده نباید تصور کرد که جایگاه تسویه حساب شخصی است. آن چه را که بنده می‌گویم، درد دل مردم هم است. خدای ناکرده از روی هوی و هوس که صحبت نمی‌کنیم، خدای ناکرده قصد تخریب کسی را هم نداریم، البته عزیزان ما شبانه روز دارند خدمت می‌کنند، منتها باید این خدمت کامل‌تر بشود. نظافت و تمیزی شهر هم مساله دیگری است. ما تشکر می‌کنیم از مسئولین شهری، از شهردار، از شورای شهر، هر مسئولی که در هر قسمتی هست و خدمتگزار است، تشکر می‌کنیم. در آنجایی هم که کوتاهی وجود دارد، تذکر می‌دهیم، اگر متوجه نشدند از پشت تریبون می‌گوییم که انشاءالله هر چه زودتر این مشکلات برطرف شود. مسئولین باید حضورشان در مجالس پررنگ‌تر باشد. بنده رها نمی‌کنم. این مطالبه‌گری ها را ادامه خواهم داد. هم از مسئولین شهرستان و هم از مسئولین کشوری و هم از مسئولین شهری تا اینکه مردم به حق خودشان برسند. حداقل کار این است که مسئولین بیایند پاسخگوی مردم باشند. لذا من از فرماندار عزیز تشکر می‌کنم. این جلسات هم ادامه خواهد داشت و مشکلات یکی بعد از دیگری انشائالله حل خواهد شد به فضل الهی و حمایت شما مردم عزیز.

اما روز ملی عفاف و حجاب را هم پشت سر گذاشتیم که باز جا دارد تشکر کنم از همایش باشکوهی که در بوستان حافظ با حضور خواهران محجبه به حجاب فاطمی و مدافعان حجاب فاطمی برگزار شد. انشاءالله این جلسات را ما ادامه خواهیم داد. من از همه عزیزان، نیروهای نظامی و انتظامی، بسیجیان، حوزه بسیج خواهران، حوزه بسیج برادران، ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر اندیشه، حوزه علمیه مکتب المهدی، پایگاه‌های بسیج و رابطین ما در مساجد شهر اندیشه، معاونت ستاد برگزاری نماز جمعه، هم واحد خواهران و هم واحد برادران، از ائمه محترم جماعاتی که در آن جلسه شرف حضور داشتند، از همه کسانی که آمده بودند، تشکر می‌کنم. تشکر هم می‌کنیم از همکاری و همراهی مسئولین عزیزمان که ما را یاری کردند تا آن جلسه برگزار بشود، کمک کردند جلسه در محل شورای شهر برگزار شود. من از همه این عزیزان تشکر می‌کنم به خاطر همراهی‌هایشان در برگزاری آن جلسه باشکوهی که داشتیم.

اما دشمنان ما در طول سالیان بعد از انقلاب و در راس آنها، آمریکا و اذناب آمریکا، چه منافقین و چه سلطنت طلب‌ها، در طول این چهل سال از هر راهی وارد شدند تا به نظام ما، به انقلاب ما و به آرمان‌های انقلاب ضربه بزنند؛ از راه جنگ، از راه تحریم، از راه ترور، از راه توطئه‌، از راه فتنه و آشوب‌های داخلی، از هر راهی اینها وارد شدند تا به نظام ضربه بزنند. مقام معظم رهبری در سخنان حکیمانه‌شان در دانشگاه امام حسین (علیه السلام) فرمودند: «اساس حیات یک ملت و بالندگی یک ملت، وابسته به مولفه‌های قدرت و عناصر قدرت در آن ملت است که باید آنها تقویت بشوند.» آن عناصر و مولفه‌های قدرت باید تقویت بشود تا دشمن نتواند در تهاجم فرهنگی، در تحریم‌های اقتصادی، در تهاجم نظامی موفق باشد. باید از آن مولفه‌ها و عناصر قدرت استفاده بکنیم. باید مولفه‌های قدرت را در خود شناسایی کنیم. چه عناصر و مولفه‌های قدرتی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که ما را در برابر تهدیدهای نظامی دشمنان، تهدیدهای فرهنگی آنها، تحریم‌های اقتصادی آنها بیمه می‌کند. رهبر عزیزمان فرمودند باید این مولفه‌ها را شناسایی کنیم تا در جای لازم و به هنگام مورد استفاده و بهره‌برداری قرار دهیم.

در تهاجم همه جانبه فرهنگی دشمن، در ناتوی فرهنگی یا شبیخون فرهنگی، آیا ما از مولفه‌های قدرت‌مان استفاده کرده‌ایم؟ آیا مولفه‌های قدرت‌مان را شناسایی کرده‌ایم؟ یا اینکه مسئولین نظام، مردم، نخبگان، متولیان فرهنگی همه تسلیم و ناامید شدیم. ما امر به معروف و نهی از منکر را داریم. ما مساجد را داریم. هیئات مذهبی را داریم. ماه مبارک رمضان را داریم. اینها مولفه‌های قدرت ما در تهاجم فرهنگی دشمن است. مقام معظم رهبری می‌فرمایند از این مولفه‌ها باید حداکثر استفاده را کرد. یکی از مولفه‌های قدرت‌مان در این تهاجم فرهنگی، شهدای عزیز هستند؛ شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم، این پنج شهید گمنامی که در شهر اندیشه هستند، یکی از آن مولفه‌های قدرت ما در تهاجم فرهنگی است. چقدر استفاده کردیم از این مولفه هایمان؟ از ماه مبارک رمضان چقدر استفاده کردیم؟ از فضای مجازی چقدر استفاده کردیم؟ از شب‌های قدر، از ایام محرم و صفر چقدر استفاده کردیم؟ چرا باید ناامید باشیم. چرا از این عناصر قدرت استفاده نمی‌کنیم؟ اتحاد و همدلی متولیان فرهنگی می‌تواند یک مولفه باشد، یک عنصر بسیار مهم باشد. جزیره‌ای عمل کردن، جدای از یکدیگر عمل کردن، اختلاف داشتن، قطعا ما را در این تهاجم فرهنگی یاری نخواهد کرد. همه باید با هم باشیم. چرا وقتی دستگاه قضا تلگرام را فیلتر می‌کند، دستگاه دیگر در مقابلش می‌ایستد؟ این اتفاق نداشتن بر سر یک موضوع باعث می‌شود که ما مولفه‌های قدرت‌مان را از دست بدهیم.

در تهاجم فرهنگی باید همه نیروهای درونی، همه مسئولین با هم باشند، با هم و یک دل باشیم تا بتوانیم از این عناصر قدرت‌مان در این تهاجم وسیع استفاده کنیم. برگزاری تجمعاتی که در طول سال وجود دارد؛ تجمع صادقیون، تجمع فاطمیون، تجمع تاسوعائیان، تجمع عاشورائیان، اینها همه مولفه‌های قدرت در تهاجم فرهنگی است. در شهر خودمان این تجمعات را قدر بدانیم. جزیره‌ای عمل نکنیم. هر هیئتی به دنبال علم هیئت خودش نباشد، هر مسجدی در این شهر نگوید که من مسجد جامع شهر هستم و به مساجد دیگر کاری ندارم. همه هیئات بیایند، همه مساجد بیایند، نماز جمعه قرارگاه فرهنگی شهر و قلب تپنده فرهنگی شهر است، اگر همه با هم شدیم، دشمنان می‌بینند که ما همه با هم هستیم. وقتی دشمنان همه ما با هم هستند، چطور ما با هم نباشیم؟

مقام معظم رهبری فرمودند باید از این مولفه‌ها استفاده کرد. اربعین یک مولفه است. زیارت اهل بیت یک مولفه است. کمک به عتبات یک مولفه است. کمک به بازسازی عتبات و مکان‌های مقدس به عنوان یک عنصر قدرتمند در مقابل تهاجم فرهنگی می‌تواند به ما کمک کند، آن وقت که گفته می‌شود به بازسازی صحن حضرت زهرا کمک کنید، برخی می‌گویند ما خودمان نیازمند داریم چرا باید به آنجا کمک کرد؟ زیارتگاه‌ها نماد عظمت شیعه هستند. آنها را باید تقویت کرد، باید ساخت و آبادشان کرد. اگر ما حرم مطهر امیرالمومنین (علیه السلام) را داشته باشیم، می توانیم با آن در مقابل تهاجم فرهنگی بایستیم. ما اگر اربعین داشته باشیم، می‌توانیم جمعیت ۲۰ میلیونی به راه بیندازیم و در مقابل تهاجم فرهنگی بایستیم. اینها مولفه‌های قدرت هستند.

در بحث مولفه‌های قدرت در تهاجم نظامی، مقام معظم رهبری تاکید فرمودند که «اقتدار ملی، خرید و سلاح از بیگانگان نیست. پایگاه نظامی دادن به آنها نیست. اینها اقتدار نمی‌آورد. اینها ذلت می‌آورد. اقتدار ملی آن جایی است که یک ملتی از درون بجوشد، هم علم را، هم نظامی‌گری را، هم سازندگی را، هم پیشرفت را و هم عزت بین‌المللی را برای خود کسب بکند.» این‌ها مولفه‌های اقتدار ملت است، این را شما امروز دارید، خوبش را هم دارید. مقام معظم رهبری می‌فرمایند «به توفیقات الهی باید از این عناصر قدرت به جا و به‌هنگام استفاده بشود». این موشک‌ها را ما داریم که اگر آنها بخواهند دست از پا خطا کنند، تمام پایگاه‌های نظامی آمریکایی‌ها که دور تا دور ایران، در حیفا و تلاویب، حتی در کشورهای همسایه وجود دارد، با خاک یکسان خواهد شد. مهم‌ترین مولفه نظامی ما استقلال نظامی ماست. این قدرت استقلال نظامی را به برکت خون ۳۰۰ هزار شهید به دست آوردیم. این استقلال یک مولفه است. یک عنصر قدرت است. روی پای خودمان ایستادیم. موشک‌های خودمان را خودمان تولید می‌کنیم. فشنگ‌ها و ادوات و تجهیزات جنگی و تانک‌های پیشرفته را امروز خودمان تولید می‌کنیم. باید امیدوار باشیم. دشمن جرئت حمله نظامی ندارد چون ما این مولفه‌های قدرت را داریم.

اما مولفه قدرت ما در عرصه اقتصادی… خودمان را دست کم نگیریم. ما در عرصه اقتصادی، در این تحریم‌ها هم نباید ناامید باشیم. مولفه‌های قدرتی که مقام معظم رهبری می‌فرمایند را باید بشناسیم و امیدوار باشیم به فضل الهی. تحریم‌های اقتصادی همیشه ما را در طول این چهار دهه اذیت کرده است. این را می‌پذیریم. وجود جنگ روانی‌ را هم قبول داریم و اینکه جنگ روانی هم اثرگذار بوده است. اما در کنار تحریم‌های اقتصادی، این فشارهای روانی ناشی از این تبلیغات گسترده خارجی، این تبلیغات گسترده آنها در شبکه‌ها و ماهواره‌ها، از یک طرف اثرگذار هستند. و از طرف دیگر تبلیغات مسموم داخلی. متاسفانه دوستان جاهل و بی‌فکر، و در کنار آن‌ها سوءمدیریت و بی‌تدبیری برخی مسئولین هم باعث شده که به ظاهر ثبات اقتصادی نداشته باشیم. این جنگ روانی آنها اثرگذار بوده است. در بحث ارز، در بحث مسکن، در بحث طلا که الان غیرمستقیم روی سایر کالاها هم اثرگذار است. اما مولفه‌های قدرت‌مان را مسئولین نظام باید قدر بدانند. مقام معظم رهیری فرمودند: «دشمنان ما دو هدف دارند، بعد از مایوس شدن همه کارها، ایجاد شکاف بین نظام جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران است.» دو تا هدف دارند. ایجاد یاس و ناامیدی در بین مردم، و ایجاد شکاف بین مردم و مسئولین. این دو هدف دشمن از نگاه رهبر حکیم و بصیر ماست.

اما از نظر تاریخی ما چه مولفه‌های قدرتی داریم؟ چندین سال است که تحریم هستیم. اما همه تحریم‌ها را مدیریت کردیم، پادزهرش را به دست آوردیم. از نظر جغرافیایی، ما در یک سرزمین بسته‌ای قرار نداریم. از شمال و جنوب با دریا ارتباط داریم. همسایه‌هایی همراه داریم. کشورهای همسایه زیادی در اطراف ما هستند که از این پتانسیل می‌توانیم استفاده کنیم همانطوری که تا به امروز امیدوار بودیم و این تحریم‌ها را پشت سر گذاشتیم. البته آنها دارند از این جنگ روانی استفاده می‌کنند. اگر مقداری مسئولین ما تدبیر داشته باشند والله قسم، همانطوری که مقام معظم رهبری همیشه می فرمایند، ما می‌توانیم.

اما در تحریم‌های اقتصادی در بحث نفت و گاز، مقام معظم رهبری فرمودند که اولین کشور دنیا در ذخائر و نفتی به صورت توامان هستیم. ما یک چنین پتانسیل اقتصادی داریم و همه کشورهای دنیا هم به نفت و گاز ما نیاز دارند. مگر امروز اروپایی‌ها عاشق چشم و ابروی ما هستند؟ آنها نگران تحریم‌های گازی روسیه هستند که ایران را برای خودشان را حفظ کردند تا اگر روسیه تحریم‌شان کرد بتوانند از گاز ایران استفاده کنند. در زمستان‌های سرد اروپا، این منبع و این انرژی و این نعمت خدادادی ایران اسلامی است که می‌تواند یک مولفه قدرت اقتصادی برای ما و مسئولین باشد، باید از این مولفه‌ها استفاده کرد. همه دیدیم که وقتی تهدیدشان کردیم، کارشناسان خودشان پیش‌بینی کردند که اگر ایران اجازه ندهد که از تنگه هرمز کشتی‌های نفت‌کش عبور کنند، قیمت نفت تا بشکه‌ای ۲۵۰ دلار افزایش پیدا خواهد کرد. این یک مولفه قدرت است برای نظام ما. امروز، روز به روز، قیمت نفت افزایش پیدا می‌کند و موجب شده که بنزین در آمریکا گران شود و صدای ناراحتی مردم آمریکا بلند شود. امروز رئیس جمهور آمریکا عقب‌نشینی کرد و اعلام کرد که دیگر موضع قبلی را نداریم و نمی خواهیم ایران را از نظر نفتی تحریم کنیم و اجازه می‌دهیم برخی کشورها نفت ایران را خریداری کنند. این مولفه قدرت ما بود که باعث شد ابرقدرتی که خودش را همه کاره دنیا می‌داند عقب‌نشینی کند. باید از این مولفه‌های قدرت به نحو احسن استفاده کنیم.

از مولفه‌های قدرت در منطقه، نسخه شفابخش اقتصاد مقاومتی است. حمایت از کالای ایرانی است. مسئولین عزیز باید این مولفه قدرت را استفاده کنند. کشور ما در عرصه کشاورزی و صنعت کشور توانمندی است. ما می‌توانیم روی پای خودمان بایستیم. امروز تولیدات داخلی ما در حال رقابت است با تولیدات خیلی از کشورها.، بسیاری از قطعات خودرویی تولید کشور ما… من با یکی از تولیدکنندگان که صحبت می‌کردم می‌گفت الان تولیدات ما در اروپا با تولیدات کشور فرانسه به خاطر ارزان بودن قطعه‌هایش و بالا بودن کیفیتش رقابت می‌کند. قطعات تولید شده کشور ما را خریداری می‌کنند. الان ایران مشتری‌های اروپایی دارد. پس ما می‌توانیم و باید امیدوار به فضل الهی باشیم. ناامیدی کار شیطان است. ناامیدی برای کافرین است. «لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ » (سوره یوسف، آیه ۸۴) حضرت یعقوب به فرزندانش فرمود هیچ وقت ناامید نباشید، بروید یوسف را پیدا کنید. این کافرین هستند که مایوس از رحمت الهی هستند. انشاءالله خداوند سایه این رحمت باعظمت را بر سر جهان اسلام مستدام بدارد.

اما اهم مناسبت‌ها، فقط دو مناسبت مهم را اشاره‌ای می‌کنم. یکشنبه ۲۴ تیرماه، اول ذی‌القعده الحرام و آغاز دهه کرامت و سالروز ولادت باسعادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و روز دختر است. ما باید الگوهای حسنه را معرفی کنیم. انسان‌ها منفعت‌طلب و ضررگریز هستند. اگر در مصداق دچار اشتباه شدیم، از طریق الگو می‌توانیم راه را پیدا کنیم. امروز چرا باید یک دختر رقاصه جاهل، الگوی دختران ایران باشد؟ البته نه همه دختران. چرا ما نتوانیم الگوهای اسوه را به دختران خودمان.معرفی کنیم؟ این روز، روز دختر هم هست. مسئولین نظام در برابر جامعه خودشان مسئول هستند، هر نهادی کم‌کاری کند، مسئول است و فردا باید پاسخگو باشد. به دانش‌آموزان، به نوجوانان، دانشجویان باید توجه شود. جمعیت نوجوان و جوان کشور ما کم نیست، باید به قشر جوان توجه کرد. لازم است تشکر کنم از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که بصیرت‌افزایی می‌کند. اگرچه دشمنان در کمین هستند که نهادهای انقلابی، صدا و سیما، روحانیت، نمازهای جمعه، ائمه جمعه، ائمه جماعات انقلابی، مراجع انقلابی، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، همه این نهادهای انقلابی را دشمنان دارند بمباران می‌کنند و برخی از دوستان جاهل کم‌فهم داخلی هم متاسفانه پیرو آن دشمنان هستند. واقعا مایه تاسف است.

یک برنامه روشن‌گری و بصیرت‌افزایی برای خانواده‌ها گذاشتند تا خانواده های متدین بدانند در جامعه چه خبر است، در شبکه‌های مجازی چه خبر است، پدران و مادران اطلاع داشته باشند. چرا نباید اینترانت را در داخل کشور راه اندازی کنیم؟ چرا نباید مسئولینی که فرمان به دست‌شان است، بودجه به دست‌شان است، شبکه داخلی را تقویت کنند؟ چرا باید شبکه‌های داخلی ما به روی دشمنان ما باز باشد و آنها هر طور که دلشان می‌خواهد برای جوانان برنامه‌ریزی کنند. چرا ما نباید یک برنامه بعد از ۴۰ سال داشته باشیم؟ چه کسی مقصر است؟ آیا رهبری مقصر است؟ هر جا که کم می‌آوریم تقصیر را به گردن رهبر می‌اندازیم. کمی فکر کنیم و مسئولیت‌پذیر باشیم.

آخرین مناسبت، ۲۶ تیرماه، سالروز تاسیس نهاد شورای نگهبان به عنوان پاسدار احکام اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. در قانون اساسی اصل ۹۱ تا ۹۹ وظایف نهاد انقلابی را مشخص شده است. شورای نگهبان جایگاه قانونی و نظارتی دارد. وظایف ویژه‌ای هم دارد؛ هم نظارت بر قوانین و مقررات براساس اصل چهارم دارد و هم نظارت بر مصوبات مجلس و اساسنامه‌های مصوب دولت دارد، هم تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است، هم نظارت بر انتخابات و همه پرسی دارد. بررسی صلاحیت نامزدها نیز به عهده این نهاد مقدس است. شورای نگهبان یک نهاد بسیار حساس است؛ نهادی است که پاسداری و حراست می‌کند. باید مراقب باشیم دشمنان ما این نهاد مقدس را زیر سوال نبرند. ما باید مراقب و مواظب باشیم که خدای ناکرده همسو و هم جهت با آنها نشویم.

من جا دارد تشکر کنم از عمار مقام معظم رهبری، دبیر محترم شورای نگهبان که در این مدتی که این سکان را به دست گرفته، الحمدلله حضرت آیت الله جنتی (حفظه الله) این سکان را به دست گرفته‌اند و به نحو احسن مدیریت کرده‌اند، خداوند انشاءالله که بر توفیقات این عزیز بیفزاید، بر توفیقات همه مسئولین خدوم و صدیق نظام بیفزاید و دشمنان ما را نابود بگرداند.

بارپروردگارا آقا و مولایمان را به ما برسان. رهبر عزیزمان، نائب امام زمان‌مان، بر توفیقاتش، عزتش، صحتش، تولید عمرش بیفزای. دشمنان ایران اسلامی‌مان را نابود کن. شر و مکرشان را به خودشان برگردان. خدایا به حق امام زمان‌مان، ما را دشمن شاد مگردان. در این ناملایمات و تهدیدها و گرانی‌ها و این بلاهایی که امروز گریبان‌گیر جامعه ماست، توفیق صبر بر آنها را روزی ما بگردان. به مسئولین عزیز ما تدبیر لازم عنایت بگردان. مسئولین خیانکار را رسوا و نابود بگردان. امام و شهدا، شهدای عزیز بیست و یکم تیرماه، مدافعان حجاب فاطمی را با شهدای کربلا محشور بگردان.

 

photo_2018-07-14_08-27-34 photo_2018-07-14_08-27-36 photo_2018-07-14_08-27-41 photo_2018-07-14_08-27-44 photo_2018-07-14_08-27-47 photo_2018-07-14_08-27-50 photo_2018-07-14_08-27-54 photo_2018-07-14_08-27-58 photo_2018-07-14_08-28-00

Google+Yahoo MailWhatsAppLineOutlook.comاشتراک گذاری

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه شما

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.