خطبه های نماز جمعه 29 تیر ماه 1397 در شهر اندیشه

خطبه های نماز جمعه ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۷ در شهر اندیشه

نماز جمعه این هفته به امامت خطیب این جمعه حجت الاسلام والمسلمین مهدوی در مصلای اندیشه برگزار شد.

خطبه های نماز جمعه ۲۲ تیر به امامت خطیب ارجمند حجت الاسلام والمسلمین مهدوی

 

بسم الله الرحمن الرحیم … خودم و همه شما سروران عزیز را به تقوای الهی یادآوری و تاکید می‌کنم، همچنین اجتناب از هر نوع گناه و معصیت و انجام تمام دستورات الهی. ای خدای بزرگ به مقربان درگاهت به همه ما توفیق ایمان کامل، تقوای فراوان، ترک همه گناهان و آنچه را که تو راضی نیستی و انجام تمام دستورات خودت را به ما عنایت بفرما.

در ایام دهه کرامت اهل بیت هستیم، دهه اول ماه ذی القعده. دهه کرامت و لطف و عنایت اهل بیت عصمت و طهارت. همین جا در آغاز سخن عالی‌ترین سلام و صلوات و درود خودم و این جمع حاضر در این جلسه را و همه رهروان نماز جمعه را به پیشگاه همه پیامبران عظیم الشان الهی، اوصیای گرامی شان، انبیای معظم، اولیاء، چهارده نور پاک و ذریه پیامبر اکرم اسلام، بهترین سلام و صلوات خود را خدمت همه ایشان تقدیم می‌داریم و همچنین سلام و تحیت و درخواست مغفرت داریم برای روح همه مومنین و مومنات، ارواح گذشتگان از اسلام، اموات این جمع حاضر، و همچنین امام زادگان واجب التعظیم در هر کجای این کره خاکی که مدفون هستند، دسته جمعی با ذکر صلواتی روح همه شان را شاد کنیم.

بارها شنیدید که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم به پیامبرش امر می کند « قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى» ای حبیب ما! به این مردم بگو که من بابت رسالت و تبلیغ دین الهی و انجام رسالت الهی، هیچ مزد و اجری از شما نمی‌خواهم. هرگز نمی‌خواهم به عنوان اینکه من پیامبر شما هستم به اصطلاح خود ما یک ریال یا آب و نانی به من برسانید. تنها چیزی که از شما درخواست می کنم که آن هم به درد دنیای من نمی خورد، به درد دنیا و آخرت خود شما می خورد، محبت به اهل بیت من، خویشاوندم، ذریه من، عترت من است. در حق آنها خوبی کنید، مودت کنید، با آنها مهربان باشید و آنها را دوست داشته باشید. تا قیامت این محبت شما مومنین و مسلمین به اهل بیت پیامبر، مزد رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است هرچند این محبت هم سودش به خود شما برمی‌گردد.

اگر مردم مسلمان در طول تاریخ بعد از رحلت پیامبر به ذریه پیامبر، به نسل پیامبر، به ذوی القربی رسول الله احترام می‌گذاشتند و حق آنها را به جا می‌آوردند گوش به حرف آنها و مطیع ایشان بودند، ما این همه انحراف و گرفتاری در طول تاریخ نداشتیم. به همین دلیل از صمیم دل می‌خوانیم « اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَه عَلَى ذَلِکَ» همان کسانی که بنیان گذاشتند ظلم در حق پیامبر و آل پیامبر را، به هر شکلی، از آن سیلی که زدند، از آن حقی که ضایع کردند تا جریان عاشورا و بعد از آن، تا اینکه هزاران بچه‌های سادات و فرزندان ذریه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی بن ابی طالب (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را میان جرزها و دیوارها گذاشتند و اینگونه سفره های عیاشی شان را به خون فرزندان پیامبر رنگین کردند، آنها را آواره و اسیر کردند. « فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ» و حتی کسانی که بعد از آن اولی و دوم، این ظلم را ادامه دادند « وَ آخِرَ تَابِعٍ لَه عَلَى ذَلِکَ» تمام کسانی که این ظلم را در حق پیامبر و آل پیامبر ادامه دادند، تا روز قیامت خداوند همه ایشان را لعنت کند و هرگز ما و بچه های ما را جزء ظالمین به پیامبر و آل پیامبر قرار ندهد انشاءالله.

عالمی از  علمای نجف یا کربلا به تهران نزد مرحوم علامه امینی رضوان الله تعالی علیه، صاحب الغدیر آمد. این مرد بزرگ با این همه خدمت، سال های آخر عمرشان را از نجف به تهران آمده بودند، وقتی که بیمار شده بودند و مریضی شان شدت پیدا کرده بود، در یکی از خیابان های تهران سکونت کردند. البته با آن حالت مریضی و کسالت، تا آخرین لحظه عمرشان از نوشتن و کارهای علمی دست برنداشتند. این عالم بزرگ عراقی به عنوان عیادت و زیارت به دیدار علامه امینی در تهران آمد. در زمان ملاقات و در شرایط عیادت وقتی که با ایشان احوالپرسی می‌کرد، به ذهنش رسید سوالی را که چند وقت در ذهنش بود و نمی توانست جواب قانع کننده ای برایش پیدا کند، از ایشان بپرسد. آن سوال این بود که هرچند قبول دارم که باید پیامبر اسلام را دوست داشته باشیم، باید چهارده معصوم را دوست داشته باشیم، اصلا این امر واجب است هرچند آنها را واقعا دوست نداشته باشد و محبت قلبی نسبت به این اولیای خدا نداشته باشد اما همین مقدار را قبول داشته باشد، قطعا اهل نجات خواهد بود. سوالش این بود که چرا بچه ها و ذریه و نسل پیامبر را باید دوست داشت؟ اهل بیت پیامبر و امامزاده ها را چرا باید دوست داشت؟ حتی از بالاترین شخصیت ایشان شروع کرده بود و در ذهنش مثال زده بود که چرا باید حضرت اباالفضل العباس قمر بنی هاشم را دوست داشته باشیم؟ در ذهن این عالم این سوال پیش آمده بود که آیا همانطوری که بر ما محبت امام حسین و محبت امام باقر و امام صادق و امام رضا (علیهم السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و به طور کلی تمام چهارده معصوم واجب است،  آیا غیر از ایشان نیز مثلا بر ما واجب است که حضرت ابی الفضل العباس را دوست داشته باشیم و علاقه مند ایشان باشیم و از آنها مدد بگیریم و دل به طلب شفاعت ایشان ببندیم. آن عالم این سوال را نمی توانست جواب بدهد لذا گفت در این شرایط که حضرت آیت الله علامه امینی در بستر افتاده از ایشان بپرسم که نظر مبارک شما چیست. آیا اگر منِ نوعی حضرت امام حسین (ع) را دوست دارم ولی علاقه ای به حضرت اباالفضل ندارم آیا برای من مشکلی تولید نمی کند؟ آیا روز قیامت اهل نجات خواهم بود یا نه؟ وقتی این سوال را پرسید، اشک در چشمان علامه امینی حلقه زد. آن زمان تمام اتاقی که ایشان در آن زندگی می کرد، فرش نداشت. نصفش فرش نداشت، مردم با کفش می آمدند آن قسمت، ابتدا کفش ها را در می آوردند و می آمدند نزد ایشان. ایشان همانطور که در بستر افتاده بود، به این عالم عراقی فرمودند این کفش را می بینید که بندی دارد، این بند کفش چقدر می ارزد؟ آن عالم گفت ارزشی ندارد. مثل همان سوالی که امیرالمومنین از ابن عباس پرسیده بود که بندکفشم چقدر می ارزد؟ و وایشان جواب داد بند کفش که ارزشی ندارد. علامه امینی فرمود این بند مال آن کفش است و آن کفش مال پای من است. مال پای من علامه امینی صاحب الغدیر است. و سپس قسم خوردند که به خدا قسم اگر کسی ادعا کند من شیعه هستم ولی این بند کفش پای علامه امینی را دوست نداشته باشد، این بند کفش را دوست نداشته باشد، می ترسم که اهل نجات نباشد. چرا که این بند کفش کسی است که تمام عمرش را پای کتاب الغدیر امیرالمومنین و اثبات ولایت ایشان زحمت های علمی بسیاری را کشیده است.

یک عالم دینی خدمت گزار امیرالمومنین می گوید باید به علما علاقه داشته باشید. کفش جفت کن حسینیه امام حسین، خادم مسجد، خادم امام زاده، همه آنها احترام دارند و باید به ایشان علاقه نشان بدهیم. تا این حد باید علاقه ما به اهل بیت پیامبر جدی باشد، مودت ما به ایشان باید همه جانبه باشد. فایده اش هم این حدیث پیامبر اکرم است. این حدیث کوتاه را بشنوید. « حُبُّ أهلِ بَیتِی وَ ذُرِّیَّتِی اِسْتِکمالُ الدِّینِ» اگر در دلتان محبت اهل بیت من باشد، بدانید که دین تان کامل است. استکمال دین شما یعنی اگر می خواهید دین تان به مراتب کمال برسد باید یک علاقه قلبی و باطنی و واقعی به اهل بیت من و ذریه من داشته باشید. بله ممکن است گاهی کسی از ریل دین خدا خارج شود، حالا چه سید باشد یا امام زاده، کاذب می شود، کذاب می شود. این مطلب حسابش فرق می کند. اما یک امام زاده واجب التعظیم باید مورد احترام و تکریم قرار بگیرد تا چه برسد به امامزادگان بزرگواری که بسیاری شان در ایران مثل خورشید می درخشند.

امام رضا ثامن الحجج که امامی معصوم است جای ویژه خود را دارد، حضرت معصومه (سلام الله علیها)، حضرت شاهچراغ احمد بن موسی که امروز روز شهادت آن بزرگوار است. حتی امامزاده هایی که گنبد و بارگاهی هم دارند اما نمی دانیم که آیا واقعا امام زاده هستند یا نیستند. باز به احتمال اینکه جزء  امامزادگان باشند باید مورد احترام ما باشند. البته سوءاستفاده از این مسائل، بحث دیگری است. اما همین که یک گنبد و بارگاهی به نام اهل بیت پیامبر بنا کردند، باید مورد احترام ما باشند. از توجه و عنایت به امامزادگان بزرگوار غفلت نکنیم امام زاده ها را احترام بگذاریم چرا که بسیاری از این امامزادگان خدمات بسیار زیادی از نظر علمی، سیاسی و اقتصادی به این کشور کردند. در کشورهای دیگر هم همینطور است. در کشور عراق، اردن و سوریه هرکجا که امامزادگان بزرگوار برای ترویج و نشر فرهنگ آل پیامبر پخش شده اند، خدمات بزرگی انجام دادند.

یکی از چیزهایی که مردم ما از آن غافل هستند که البته نیاز به مطالعه دارد. نیاز به کتاب نوشتن و تحقیق و پژوهش دارد، این است که این امامزادگان بزرگوار ما بخصوص بعد از امام رضا (علیه السلام) و حتی قبل از ایشان، خصوصا به ایران چه خدمت هایی کردند و چه مبارزات سیاسی طاقت فرسایی داشتند. این دهه بر حسب اتفاق تولد چهارنفر از فرزندان موسی بن جعفر است، تولدشان در این دهه اول ماه ذی القعده است. روز اول ذی القعده ـ جمعه پیش ـ تولد حضرت معصومه (سلام الله علیها) کریمه اهل بیت بود. این را هم بگویم که بعضی از مردم غافل هستند از این مطلب که در بین امامزادگانی که منسوب به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) هستند، همین جناب امام زاده صالح می‌باشد که در تجریش تهران قرار دارند. این بزرگوار بسیار مورد عنایت است. امروز هم ـ ششم ذی القعده ـ روز تولد باسعادت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی است و یازدهم این ماه، روز چهارشنبه، نیز روز تولد سلطان سریع الارتضاء علی بن الموسی الرضا (علیه السلام) است که بایستی جانا و قلبا و مالا همه گونه مطیع و علاقمند و ارادتمند این بزرگواران باشیم.

بنده نکات زیادی را یادداشت کرده بودم که راجع به امام رضا (علیه السلام) عرض کنم اما به دلیل ضیق وقت از آن ها صرف نظر می کنم. فقط این جمله را راجع به احمد بن موسی که امروز روز تولدشان است، دقت کنید. ایشان برادر بزرگتر آقا امام رضا (علیه السلام) و از نظر سنی از آن حضرت بزرگتر بودند، من این را تحقیق نکردم که وقتی که امام رضا در مشهد یا طوس مستقر شده بودند، احمد بن موسی در شیراز حضور داشتند یا نه، من این را تحقیق نکردم، ولی ظاهرا احمد بن موسی زودتر آمده بودند در ایران و در شیراز فارس مستقر شده بودند، آن زمان یک عده ای از افراد آگاه یا ناآگاه وابسته به دستگاه مامون نزد جناب احمد بن موسی آمدند تا ایشان را تحریک کنند. گفتند ای آقای ما شما که فضل تان کم نیست، خیلی فاضل هستید، از نظر علم که شما علامه هستید، این همه تقوا، این همه زهد، این همه شجاعت، این همه سیادت، برادر بزرگتر امام رضا (علیه السلام) هم که هستید، چرا دست تان را نمی آورید جلو تا ما با شما بیعت کنیم. اینان ظاهرا شیعه هم بودند. احمد بن موسی به شدت ناراحت شدند و فرمودند ظاهرا می خواهید به من بگویید که حجت بر من تمام است، شما امر امامت و ولایت را به بازیچه گرفته‌اید. اما ایشان توطئه آنها را پس زدند. البته این فریبی بود که دشمن تدارکش را دیده بود. افرادی هستند که ممکن است کمی پای تقوایشان بلنگد و کمی هوای نفس در وجودشان باشد، بگوید خیلی خب. من که خودم امام زاده هستم، فرزند موسی بن جعفر هستم، برادر بزرگ آقا علی بن موسی الرضا هستم، پس من بیایم با مردم بیعت کنم اما جناب ایشان هرگز زیر بار این توطئه نرفتند و هدف های توطئه گرانه بعضی از افراد نادان و ناآگاه یا وابسته به جریان مامون را پس زدند. به همین دلیل حضرت احمد بن موسی شاهچراغ در شیراز یک جایگاه خاص و مقام منیعی دارند که ما خدمت همه امامزادگان بزرگوار و این پرچم های هدایت بهترین درودهای خودمان را تقدیم می کنیم و نثار روح همه آنها صلواتی تقدیم می کنیم.

من هر چقدر هم که بخواهم از مطالبی که برای خطبه اول در نظر گرفته بودم، صرف نظر کنم، از این حدیث امام رضا (علیه السلام) نمی‌توانم صرف نظر کنم. در درجه اول بیان می کنم برای خودم که درس عبرتی برای خود من باشد، من و شمایی که عاشق زیارت امام رضا هستیم این حدیث را بایستی به گوش جان بسپاریم. تفسیرش هم نمی کنم. فقط متن حدیث عربی و فارسی را می خوانم. پیشاپیش هم ولادت باسعادت آن بزرگوار را تبریک می گویم. « بِالْعُبُودِیَّهِ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ افْتَخِرُ» ای مردم همه شما به من امام رضا افتخار می کنید اما من به چه چیزی افتخار می کنم؟ به بندگی خدا افتخار می کنم. شما به چه چیزی افتخار می کنید؟ افتخار من امام رضا این است که بنده خوبی برای خدا باشم. « وَ بِالزُّهْدِ فِى الدُّنْیا ارْجُوالنَّجاهَ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا» حتی اگر ولیعهد دربار مامون هم بشوم، سلطان خراسان هم باشم، چیزی که باعث می شود من امام رضا از خطرات دنیا و آخرت نجات پیدا کنم، زهد و ساده زیستی است. به وسیله زهد از شر دنیا و آخرت امید نجات دارم. به وسیله زهد از همه اینها خودم را نجات می دهم. « وَ بِالْوَرَعِ عَنِ الَمحارِمِ ارْجُو الْفَوْزَ بِالْمَغانِمِ» اگر بخواهم غنیمت های بزرگی به دست آورم، اگر من امام رضا بخواهم امید داشته باشم که سود زیادی در زندگی به دست آورم، امیدم برای پیروزی و سود و غنیمت در دنیا این است که از محارم خدا صرف نظر کنم. خودم را کنار بکشم از هر چه که حرام است و خداوند آن را چراغ قرمز اعلام کرده است، سیم خاردار گذاشته و خط قرمز اعلام کرده است، اگر بخواهم سود دنیا و آخرت به دست بیاورم این است که باید به ترک محرمات الهی امید داشته باشم. و  در جمله آخر « وَ بِالتَّواضُعِ فِى الدُّنْیا ارْجُوالرَّفْعَهَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» اگر می خواهم پیش خدا مقامم برود بالا، اگر می خواهم نزد خدا رفعت مقام و درجه پیدا بکنم، امیدم برای به دست آوردن مقام در پیشگاه خدا این است که نزد مردم تواضع کنم. مردم خودم را گنده حساب نکنم، نزد مردم غرور و تکبر نداشته باشم، با تواضع و مهربانی با خلق خدا و با بندگان خدا رفتار کنم.

ای خدای بزرگ تمام این خصوصیاتی که امام رضا به عنوان امید خودش بیان می کند نصیب ما هم بگردان.

خطبه دوم

عرض کردیم این ایام دهه اول ماه ذی القعده است که به عنوان دهه کرامت اهل بیت نامگذاری شده است و یک خطبه کامل حالا در حد زبان ناقص خودم خدمت شما مخصوص دهه کرامت تقدیم داشتم. اما در خطبه دوم یادآوری می کنم هفته حج را که همین امروز یا فردا آخرین روز این هفته است. ملاحظه فرمودید اولین گروه از کاروان زائرین بیت الله الحرام در سال جاری مشرف شدند و دیگر کاروان زائرین هم هر روز دارند می روند. انشاء الله قسمت همه آرزومندان بشود و همه مومنین و همه مسلمینی که آرزوی زیارت خانه خدا دارند خدا عمر با عزت به همه ایشان بدهد تا این آرزوی ایشان برآورده بشود. بخصوص سالیان سال است که آرزوی حج بیت الله الحرام و زیارت حرمین شریفین برای تک تک انسان های پاک و شریف و مسلمان های شیعه اهل بیت (علیهم السلام) همراه شده با یک آرزوی دیگر و آن نابودی آل سعود جنایتکار است. همه دوست داریم برویم زیارت خانه خدا اما پس از نابودی آل سعود و این جنایتکاران وهابی و خبیث و خائن به حرمین شریفین. خدایا این آرزوی امت حزب الله را به زودی زود برآورده به خیر بگردان.

الحمدلله امسال حدود ۸۶ هزار حاجی از کشور ما عازم می شوند و این آمار نسبت به بعضی از سال ها بهتر و بیشتر است. انشاءالله سال به سال بیشتر هم بشود. اگرچه ۸۶ هزار حاجی ما عازم بیت الله الحرام شدند یا خواهند شد ولی بدانید بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر در صف و در نوبت انتظار هستند. کسانی که قبلا ثبت نام کردند و مستطیع هستند. دل انسان می سوزد و آدم واقعا ناراحت می شود. در این زمینه هم باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که موانع را برطرف کند. خیلی از حجاج عزیز که ثبت نام می کنند، داوطلبین، مستطیع ها، عمرشان کفاف نمی کند و قسمت ایشان نمی شود. انشاءالله شرایطی پیش بیاید که زودتر حجاج ما با سهمیه ای بیشتر بتوانند مشرف بشوند.

کسی بر کنگره عظیم حج خرده نگیرد. بدانید که در شبکه های اجتماعی و اخبار و اطلاعاتی که برخی از بیگانگان می دهند واقعا نسبت به حج کم لطفی می کنند، آن را پول خرج کردن در کشور عرب ها می دانند. از کنار این حرف های بیجا و بی محتوا بگذرید. خبیث های حاکم بر کشور حجاز از خدا می خواهند ایرانی ها و شیعیان یک نفرشان هم به حج نرود. ما با رفتن مان به آنجا، خار چشم دشمنان هستیم. هر شیعه ای که برود، هر ایرانی که برود، خار چشم آنهاست، رفتن به حج برای وحدت بین مسلمین و برای ایجاد انس و الفت بین مسلمین جهان یک ضرورت حتمی و اجتناب ناپذیر است. کسانی از این حرف ها می زنند و آن را پخش می کنند که اصلا نمی خواهند اشاره ای داشته باشند و به روی نامبارکشان هم بیاورند که هر ساله چند میلیون دلار خرج عیاشی های برخی در ترکیه می شود یا در تایلند و در مراکز توریستی پر از فحشا در خارج از کشور می شود، اینان پول و ارز کشور را خارج می کنند برای عیاشی های خود ولی به آن ها کسی انتقاد نمی کند. میلیون‌ها دلار برای جام جهانی مصرف شده و می شود، کسانی پول کشور را هزینه کردند به این موارد کسی اشاره ای نمی کند اما به بحث زیارت اربعین خرده می گیرند، به بحث کربلا خرده می گیرند، به زیارت خانه خدا خرده می گیرند، به اطعام عاشورا خرده می گیرند. معلوم است که از این موارد دشمن سیلی خورده منتها این حرف ها را با رنگ و لعابی ظاهرفریب در اختیار جوانان و افراد تحصیل کرده ای قرار می دهند که از حقایق غافلند و بیشتر به زرق و برق دنیای غرب چشم دوختند اما آنها از حقیقت حج غافلند.

اگر در بین شما انشاءالله کسانی هستند که عازم حج خواهد شد، یا در بین فامیل ها و آشنایان و همسایگان، این جمله حضرت امام خمینی (ره) را گوشزد کنید که فرمود توجه داشته باشید سفر حج، سفر کسب نیست. من هم اضافه می کنم سفر سوغاتی نیست، سفر خرید نیست، سفر تحصیل دنیا نیست، شما دارید به طرف خانه خدا می روید، تمام اموری که دارید انجام می دهید به طور الهی باید انجام بدهید. از جمله دو مساله را به حجاج بیت الله الحرام گوشزد می کنم. اول نیت را خالص کنند، نیت شان را پاک کنند، با معرفت بروند، ابتدا اعتقاداتشان را چک کنند. گاهی شخصی می آید برای حج، مستقیم می رود به سراغ مال که وضعیت مالم چگونه است. نه. حاج آقا و حاج خانم! قبل از اینکه سراغ یک عالم دینی بروید که مالت را پاک کنید، اعتقادات را بررسی کنید. حمد و سوره را که بررسی می کنید، خیلی خوب است، اما خمس و زکات تان را هم بررسی کنید. در این مورد سخن راست را هم بگویید چرا که می خواهید به خانه خدا بروید. ابتدا ببینید مالی که اندوخته اید از مال حرام نبوده باشد. مال تان پاک باشد. بررسی کنید که این مال را از کجا آورده اید تا راحت بتوانید به روحانی بگویید که در چه راهی باید خرچ کنم. چه مقدار باید خمس و زکات بدهم.

من تلفنی با یکی از بازاریان تهران صحبت می کردم، سه چهارنفر از بازاریان تهران بودند که یکی از آنها دوست ما بود و اصرار می کرد که حرفم را به گوش دوستانشان که عازم حج بودند، برساند. این دوست ما می گفت این دوستانم حرفشان این است که من که دارم می روم حج، هر چقدر که شما بگویید به هر فقیر یا سید فقیر یا عالم فقیر یا هر شخص بی بضاعت دیگر کمک می کنم اما چیزی را به عنوان خمس پرداخت نمی کنم چون من اصلا خمس را قبول ندارم. توجیه  کردن این افراد و برایشان توضیح دادن چقدر سخت است. همان خدایی که به شما گفته حج بروید همان خدا هم می گوید باید خمس بدهید. باید به حساب مالتان برسید. اگر شک دارید که این خمس چگونه مصرف می شود، ای بازاری محترمی که عازم زیارت خانه خدا هستی! آیا تا به حال نزد عالم متخصص رفته ای که درباره خمس سوالاتت را مطرح کنی؟ یا همینطور مواردی را به ناحق و دروغ شنیدی و اشتباه هم خیال پردازی می کنی. شما ابتدا باید این مساله را که مالت را از کجا آورده ای خودت بررسی کنی، بعد راجع به این تحقیق کن که خمس در اختیار چه کسی قرار می گیرد. شما خودتان زکات را به هر فقیری که می شناسید می توانید بدهید اما بحث خمس اجازه می خواهد و باید طبق فتوای مرجع تقلید باشد. برخی این موارد را رعایت نمی کنند.

خانم های بزرگوار زیادی را هم هر ساله در سفرهای حج دیدیم و سراغ داریم که با کمال تاسف بدون رعایت حجاب کامل به پاساژها و مراکز خرید بزرگ و کوچک می روند، به بازار های سنتی یا مدرن در مکه و مدینه می روند بدون رعایت هیچ یک از شئون عفت و عصمت فاطمی. به عنوان شیعه و ایرانی هم می روند و آبروی شیعه و ایرانی را می برند. با این کارشان جنایتکاران سعودی را گستاخ می کنند که بر علیه ناموس شیعه حرف زشت بزنند و ادعاهای پوچ مطرح کنند. اگر شما می خواهید با این لباس ها در پاساژها بگردید و بگو و بخند با این فروشنده ها داشته باشید به کیش بروید. به  دبی بروید، چرا به خانه خدا می روید؟ بدانید که به کدام کشور می روید؟ با چه شرایطی ارزش کشورت را خارج می کنید؟ این مطالب هرسال گفته می شود با این حال خیلی ها بی توجهی می کنند. چقدر بگوییم حجاج محترم! حرف مدیر محترم کاروان تان را خوب گوش کنید. گوش به زنگ حرف روحانی کاروانتان باشید. طبق دستورات مدیر و روحانی کاروان قدم بردارید. حتی در سفر اربعین نیز باید رعایت کرد، پیاده روی اربعین مهم است اما از آن مهمتر زیارت اربعین است، بدون روحانی حتی به کربلا هم نروید چه برسد به حج. حتی کربلا هم که می روید گوش به زنگ روحانی کاروان خود باشید. سر خود مسائل دینی را حتی زیارت و آدابش را  انجام ندهید. برخی چه در سفر کربلا و چه در سفر مکه از روحانیون فراری هستند. بیایید از این فرصت سفر استفاده بکنید و با علما نشست و برخاست داشته باشید. ممکن است کسی در جایی خوب عمل نکرده باشد، بنا نیست که از هر روحانی حتی روحانی که برای کاروان حج و زیارت با شما همسر است، گریزان باشید. حجاج عزیز بیت الله الحرام مراقب باشید و از روحانی و مدیر کاروان بخصوص در شرایط فعلی بیش از گذشته حرف شنوی داشته باشید.

حج مرکز همبستگی و مهر و محبت بین مسلمین است. مرکز اتحاد بین مسلمین است. این ایام حج برای ما بهترین فرصت است بخصوص در شرایط فعلی. می خواهیم برویم زیارت خانه خدا و زیارت حرم پیامبر باید بدانیم که به دنبالش چه باید کرد؟ به دنبالش باید اخلاق مان درست شود، کردارمان درست شود، محبت مان نسبت به هم بیشتر شود. بدون شک کسی که استطاعت ندارد اگر به خدا بگوید خدایا من با تو معامله ای انجام می دهم، اگرچه فعلا حج قسمتم نمی شود، به این زودی ها هم امید ندارم، ولی می خواهم اخلاق و ادب خودم را، مهربانی ام را نسبت به مردم را رعایت کنم. ضمن اینکه عبادات خودم را انجام می دهم، همان چیزهایی که یک حاجی در مکه نصیبش می شود، من می خواهم همینجا داشته باشم با رعایت کردن این نکات؛ مهربانی با مردم داشته باشم. تواضع داشته باشم، حقی از کسی ضایع نکنم، مواظب باشم مزاحمتی برای کسی نداشته باشم. کسی را اذیت نکنم. یک اصل مهم همین است. شما این تصمیم را بگیرید از همین امروز در همین نماز جمعه که حج فقراست. در همین نماز جمعه من و شما تصمیم بگیریم از همین امروز، تمام سعیمان را داشته باشیم که قسمتی از ثواب حج را خداوند به ما عنایت کند. مزاحمتی برای کسی نداشته باشیم. باعث آزار و اذیت کسی با دست و زبان مان نشویم. زحمت‌ها و سختی های دیگران را تحمل کنیم، زودرنج نباشیم، نازک نارنجی نباشیم. با عقب و جلو شدن ماشین، با صدای همسایه، با یک رفت و آمد، مبادا غضبناک بشویم. مبادا تحمل مان کم باشد بخصوص در شرایط تنگناهای اقتصادی امروز، در این بی آبی ها و بی برقی ها و بی حوصلگی و جیب های خالی و گرانی، لااقل خودمان به همدیگر محبت داشته باشیم. همین جاست که جوهره انسان شناخته می شود. در شرایط سختی و مشکلات است که بایستی به داد همدیگر برسیم و به همدیگر بیشتر احترام بگذاریم که اگر این کارها را کردیم بدانید که کمتر از ثواب حج نیست. البته رفتن به حج واجب وظیفه ماست اما این اعمال هم بایستی مورد توجه ما باشد.

مردم! یکی از دام های شیطان برای عزیزان حزب اللهی، نیروهای مومن و متدین این است که اعتماد مردم در سختی ها و مشکلات به امر خطیر ولایت فقیه کم بشود. افراد مختلف در فرصت های مختلف ریزش دارند. مثل کسانی که می خواهند به قله ای صعود کنند. عده ای در همان قدم های اولیه از مسیر باز می مانند. عده ای دیگر چندصدمتری بالا می آیند اما عقب گرد و عقب نشینی می کنند. عده ای کم نیز در مسیر می مانند تا پرچم را به همراه ولی خود به قله برسانند. مواظب باشیم که جزء آن افراد خاص باشیم. از افراد عقب گردکننده و منحرف نباشیم. ریزش از مسیر ولایت نداشته باشیم. گاهی اوقات، در سختی ها و مشکلات، خودمان را از مقام معظم رهبری داناتر ندانیم. ما برای ایشان تعیین تکلیف نکنیم. بدانیم که این وجود مبارک از بزرگترین نعمت های الهی بر ما هستند. شخصیت های تراز اول دنیا، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، بارها به صراحت اعلام کردند تا ایران چنین رهبری دارد، دشمنان کاری نمی توانند بکنند. گاهی تندروی ها، کندروی ها، جلورفتن از مسیر رهبری، عقب ماندن از خط رهبری، هم برای خودمان و هم برای جامعه مان باعث خسارت خواهد شد. اگر مقام معظم رهبری را نشناسیم اگر جایگاه ایشان را نشناسیم ممکن است ایمان مان را به ولایت از دست بدهیم. شاید در جایی به خاطر علاقه ای که داریم، به خاطر دلسوزی، اظهار نظر می کنیم و می گوییم چرا آقا اینجا این چنین گفت و چرا آنجا این چنین نگفت. در برخی موارد برخی ها می گویند چرا حضرت آقا موضع نمی گیرد، چرا اعلام علنی نمی کند.

بلاتشبیه این همان عقب ماندن و یا جلو رفتن از امام حسن مجتبی (علیه السلام) است. وقتی امام حسن (علیه السلام) مجبور شد صلح با معاویه را بپذیرد عده ای از اطرافیانش عقب نشینی کردند. جانماز و سجاده را از زیر پای امام حسن کشیدند و خطاب «یا مذلّ المومنین» به ایشان داشتند. به جگر گوشه پیامبر گفتند تو ذلیل کننده مسلمین هستی. برخی تصور می کنند که حتما مقام معظم رهبری مثل همه باید فکر بکند. اگر ایشان بخواهد مثل همه فکر کند دیگر رهبری چه معنایی دارد؟ همه باید مثل رهبر فکر کنند از شخص رئیس جمهور تا سران سه قوه، روسای ادارات، نیروهای کشوری و لشکری، وزرا، همه مسئولین باید طبق منویات مقام معظم رهبری، تصوراتشان را تنظیم کنند. بدانید که معنای ولایت فقیه این نیست که مقام معظم رهبری به حرف ما گوش کند، همه ما باید پیچ و مهره افکار و تصورات مان را با فرمایشات ایشان هماهنگ کنیم.

اخیرا حضرت آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله تعالی) جمله ای داشتند و فرمودند هشدار می دهم حالا که خداوند در زمان ما، مصلحت جامعه ما را توسط ولایت فقیه رقم زده، مبادا قدر این نعمت بزرگ را ندانیم. ایشان به عنوان یک مجتهد، یک فیلسوف، یک مفسر، یک عارف، شاگرد خاص حضرت آیت الله العظمی بهجت، می فرماید بنده به غیر از امام، هیچ یک از علمای گذشته را به روشن بینی، فراست، تدبیر، تحمل سختی ها و سعه صدر و جامعیت ایشان ندیدم. خیلی جمله بزرگی است. می گوید آنچه در این خصوصیات، شماره یک، امام (ره) بود شماره دو، مقام معظم رهبری است. در طول تاریخ در بین علمای اسلام مثل ایشان ندیدم. این یک جمله از یک شخصیت عالیقدری است که خودش صاحب نظر است، خودش مجتهد است، فیلسوف است، دنیاشناس است، جهان شناس است. مبادا سر سوزنی از فرمایشات ایشان چه مردم، چه مسئولین، در همه زمینه ها حتی از فرمایشات ایشان عقب بمانیم یا جلو بزنیم.

اما درباره این مشکلات سکه و ارز و دلار، من کلمه جنایت را به کار می برم، کسانی که در این شرایط سکه و دلار، در این تلاطم، در این آب گل آلود ماهی می گیرند، چه با نقشه های قبلی، چه در میان دولت، چه در میان مسئولین تصمیم گیرنده، چه در گوشه و کنار، زالوهای خون آشامی هستند که به جان اقتصاد کشور افتادند، کار را به جایی رساندند که دله دزدی می کنند. این یک دزدی است، لازم نیست کسی از دیوار بالا برود تا گفته شود دزدی شده است. کسانی که با استفاده از زد و بند سیاسی، از رانت سیاسی سوءاستفاده می کنند و جمع آوری سکه را به مرز دو تن و سه تن رساندند، اینها به مراتب خطرناک تر از جنایت کاران داعشی هستند. مقام معظم رهبری به دنبال این مشکلات، در همین یکشنبه گذشته مسئولین را، هیئت دولت را خواستند. با اینکه اصل مطالب خیلی پخش نشد، متن دیدار پخش نشد، اما جملاتی که حضرت آقا فرمودند، نصیحتی که کردند، دستوراتی که دادند را بخوانید. مگر آقا تا چه حد باید بگوید، به صورت جامع همه مطالب را مطرح کردند انشاءالله مسئولین هم بزرگوار کنند گوش به فرمان ولایت و مطیع ولایت باشند و بدانند از شخص ریاست جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس و کسانی که مسئولیت اجرایی در سراسر کشور دارند، سعادت دنیا و آخرتشان، آبروی دنیا و آخرتشان بسته به این است که گوش به سخن مقام معظم رهبری باشند. به هر اندازه ای، هر مسئولی، هر رئیسی، در هر رده ای، از فرمان و خط مقام معظم رهبری تخطی کند روز قیامت مورد عذاب و شماتت الهی و اولیای خدا قرار خواهد گرفت.

پروردگارا بر عمر و عزت مقام معظم رهبری و یاران راستینش بیفزای. خدایا روز به روز وجود نازنینش را تا قیام امام زمان به سلامت بدار. چشم دشمنانش را کور بگردان. یاران امام زمان، یاران مقام معظم رهبری، در هر لباس و موقعیتی که هستند همه را یاری بفرما. پروردگارا در این ظهر روز جمعه بیماران و گرفتاران و دردمندان به همه شفای خیر عنایت بفرما. اموات ما، اموات مومنین و مومنات، شهدای والا مقام، روح همه شان را شاد و شادتر بگردان. عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. هر چه زودتر در فرج آقا و مولایمان امام زمان (عج) تعجیل بفرما.

photo_2018-07-28_08-58-05 photo_2018-07-28_08-58-16 photo_2018-07-28_08-58-19 photo_2018-07-28_08-58-22 photo_2018-07-28_08-58-24 photo_2018-07-28_08-58-27 photo_2018-07-28_08-58-29

Google+Yahoo MailWhatsAppLineOutlook.comاشتراک گذاری

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه شما

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.