خطبه های نماز جمعه ۱۲ مرداد ماه ۹۷ در شهر اندیشه

خطبه های نماز جمعه ۱۲ مرداد ماه ۹۷ در شهر اندیشه

خطیب :

حجت الاسلام والمسلمین مهدوی

خطبه های نماز جمعه ۱۲ مرداد به امامت خطیب ارجمند حجت الاسلام والمسلمین مهدوی

 

بسم الله الرحمن الرحیم … خودم و همه شما نمازگزاران عزیز را، از زن و مرد و پیر و جوان را، سفارش و یادآوری و تاکید می کنم به امر بسیار مهم تقوا و رعایت همه دستورات خداوند متعال؛ پرهیز از محرمات الهی و ترجیح دادن رضایت خداوند بر رضایت و خشنودی خودم و دیگران. جمله‌ای را به عنوان یادگاری بگویم. تقوا یعنی انسان حواسش را جمع کند و مراقب باشد که در هر قسمتی از قسمت های زندگی اش، در هر ساعتی، در هر دقیقه‌ای، در هر زمان و مکانی، هر جا که سر یک دو راهی قرار گرفت که یک طرفش رضایت خدا بود و یک طرفش رضایت خودش و یا دیگران، رضایت خداوند را بر رضایت همگان ترجیح دهد؛ خشنودی خدا را بر خشنودی و خوشحالی و لذت خود ترجیح دهد. بگوید بگوید خدایا درست است که دوست دارم مثلا این آبی که حلال نیست را بخورم؛ درست است فلان حرفی را که دلم می خواهد بزنم تا دلم خنک بشود؛ درست است که دلم می خواهد این مال حرام را، این نگاه حرام را انجام بدهم؛ اما چون تو راضی نیستی خدایا رضایت تو را بر رضایت خودم ترجیح می دهم. از سوی دیگر کارهایی که خدا فرموده را انجام دهید. نماز بخوانید، روزه بگیرید، خمس بدهید، امر به معروف و نهی از منکر انجام بدهید؛ اگرچه اندکی سختم است. حالا کم یا زیاد، کاری خوشم نمی آید، دوست ندارم یا به دلم نمی چسبد که انجام دهم چون کمی اذیت می شوم. تقوا یعنی اذیت شدن ولی دستور خدا را اطاعت کردن؛ تقوا یعنی از لذت، از خوشی، از خواهش های نفس در زمینه‌های مختلف برای جلب رضایت خدا صرف نظر کردن. خدایا چنین توفیق تقوایی را نصیب همه ما بگردان.

ما اگر از مظاهر تقوا بخواهیم به عنوان خطبه اول یاد کنیم و بر روی آن تاکید کنیم، باید تاکید کنیم بر اینکه تمام اموری که در زندگی انجام می‌دهیم و با آن سر و کار داریم بر دوگونه است: یا از مصادیق حقوق الله است یا از مصادیق حقوق الناس. یا حق الله است یا حق الناس. نماز حق الله است؛ روزه حق الله است؛ خمس حق الله است؛ حج حق الله است؛ سایر دستورات دینی، بایدها و نبایدهایی که خدا فرموده که ما انجام دهیم، مجموعه دستوراتی که خدا گفته بندگانم این کارها را انجام ندهید. حق الله است. حالا فرض کنید ضررش به هیچ کس هم نرسد. هیچ کسی هم ضرر نبیند، هیچ کس هم اذیت نشود اما اگر خدا گفته بنده ام قمار نکنید؛ فلان گناه را، فلان لذت حرام را انجام ندهید، منِ خداوند نمی‌خواهم که شما به عنوان بنده‌ام آن کارها را انجام دهید؛ همه اینها حق الله است. دستور خداوند است. بایدها و نبایدهای الهی است، اینها یک سلسله حقوق است. یک سلسله حقوق دیگر هم وجود دارد که حق الناس است، حق مردم است، حقوق مردم، آبروی مردم، مال مردم، راحتی مردم، آسایش مردم، اینها را باید رعایت کرد تا حق کسی ضایع نشود. به همین دلیل بسیاری از توبه ها، بسیاری از دعاها، زیارت ها، کارهای خیر می تواند بسیاری از گناهان را ببخشد. در روایات هست که اگر فلان دعا را بخوانید فلان ثواب را می برید و چقدر گناهان شما بخشیده می شود. این گناهان، حق الله است. آنچه دستور خداوند بوده، کم لطفی کردیم انجام ندادیم. اکنون توبه می کنیم انشاءالله خداوند می بخشاید. یکی از نشانه های توبه همین است که تصمیم داشته باشیم دیگر تکرار نکنیم. من اگر از فلان کار حرام لذت می برم، فلان گناه را مرتکب می شوم حالا می گویم استغفر الله؛ خدایا ببخش. خدا هم می گوید می بخشم. من خدای حرف گوش کنی هستم، حرفت را گوش می کنم، گناهت را می بخشم، ولی بنده ام! اولین قدمش این است که دیگر تصمیم داشته باشی که تکرار نکنی، چون نمی توانیم انتظار داشته باشیم که خدا ببخشد و باز هم مرتکب گناه شویم. این شرط بخشیده شدن حق الله است. اما حق الناس سنگین است هرچند مقدارش کم باشد. خدا می گوید من حق خودم را بر بندگانم می بخشم اما اگر بندگانم از شما راضی نباشند، اگر حقشان را ضایع کرده باشید به مال و جان و روح شان لطمه وارد کرده باشید، شخصیت شان را زیر سوال برده باشید، من نمی بخشم. باید او را راضی کنید. نمی شود کسی مال مردم خورده باشد و دزدی کرده باشد و بعد بگوید از این به بعد می خواهم آدم خوبی باشم. باید گفت خیلی خب! اگر می خواهی آدم خوبی باشی اول آنهایی که حقشان را ضایع کردی راضی کن، اگر مرده‌اند باید بروی ورثه شان را راضی کنی. اگر نه خودش را گیر آوردی و نه ورثه اش را در فقه احکامی دارد که در جای خودش باید بحث شود.

به همین مناسبت حدیثی از مولا امیرالمومنین خدمت شما عرض می کنم بعد از آن چند نمونه مواردی که نمونه های حق الناس است را ذکر می کنم. اگر حقی به گردن داریم، جداً به فکر باشیم که صاحبانش را راضی کنیم. حدیث در جلد اول کتاب شریف «الحیاه» صفحه ۶۴۳ به قلم جناب آقای محمدرضا حکیمی است. « جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَهً لِحُقُوقِهِ» مولا امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید: خداوند تبارک تعالی حق بندگانش را مقدم بر حق خودش قرار داده است. به همین دلیل است که اگر کسی از دنیا رفت، هنگام تقسیم مالش، قبل از اینکه به نماز و روزه اش نگاه کنند که آیا نمازی یا روزه ای بدهکار است، حجی بدهکار است، ابتدا اگر حق الناسی در مالش وجود دارد باید بپردازند. اول بدهکاری هایش را می دهند؛ قسط هایش را پرداخت می کنند، وارث محترم! اگر پدر شما حق کسی را ضایع کرده اول بروید حق او را بدهید بعد به سراغ انحصار وراثت و تقسیم مال بروید. حتی بعد سراغ محاسبه نماز و روزه بروید. مهریه همسر بر گردن مرد دین است اما قبل از اینکه نماز و روزه مرد داده شود اول باید دینش ادا شود مگر اینکه خود خانم بگوید من مهریه را بخشیدم. این فرق می کند اما اگر خانم راضی نشد و گفت من مهریه ام را می خواهم ابتدا باید مهریه خانم را از اموال میت بدهند سپس سراغ سایر بدهکاری ها و حق الله که شامل نماز و روزه و … می شود بروند.

بنابراین امیرالمومنین در این حدیث می فرمایند که خداوند تبارک و تعالی حق مردم را بر حق خود مقدم قرار داد. بعد می فرماید سعی کنید حق الناس در اموال تان نباشد؛ کسی که به دیگری ظلم کرده و حقی به گردنش هست، نسبت به مال و آبروی مردم تعرضی کرده، ابتدا برود آنها را اصلاحش کند. همیشه بایستی بازار حلالیت طلبی در بین ما گرم باشد نه فقط هنگام حج رفتن؛ برخی ها اینطوری هستند که فقط دو سه تا تلفن می کند و می گوید برادر، خواهر، همسایه از من راضی باشید. حلالیت طلبی فقط هنگام حج نیست، هر ماه رمضان، جمعه به جمعه، در فرصت های مختلف، انسان بایستی سعی کند در اموال و حساب و کتاب هایش را بازرسی کند که مبادا حقی بر گردنش نسبت به مال مردم داشته باشد.

گاهی در این موارد به برخی تذکر که داده می شود تازه رگ های گردنش را درشت می کند و می گوید مگر من چه کردم؟ مگر من کسی را کشتم؟ مگر از دیوار کسی بالا رفتم. مگر کسی را که زدم؟ چنین خیال می کنند حق الناس باید چند میلیاردی باشد، مثل برخی که دزدهای میلیاردی شدند و خون مردم را در شیشه کرده اند ـ  که اگر قابل هدایت نیستند خداوند لعنتشان کند به خاطر دزدی هایشان در هر لباس و موقعیت و مقامی که هستند ـ کسانی میلیاردی حقوق ملت را ضایع کردند، دله دزدی کردند، از قوانین سوء استفاده کردند، به بهانه های مختلف به مال و حقوق و اقتصاد یک کشور هشتاد میلیونی، آن هم کشوری مثل ایران، با این همه دشمن و این همه تحریم، خیانت کردند. خداوند آنها را اگر قابل هدایت نیستند عذاب دنیا و آخرت به ایشان بدهد؛ خواه وزیر باشد یا وکیل؛ هر کسی در هر شان و مقام و موقعیتی که هست، نفرین ابدی یک ملت پشت سرشان است.

وقتی به برخی گفته می شود چرا آشغال سیگار را اینجا می اندازید، اینجا که جای انداختن آشغال سیگار نیست، می گوید برو بابا! مگر من دزدی کرده‌ام؟ مگر من آدم کشته‌ام؟ به همین اندازه انداختن آشغال در جایی که نباید انداخته شود، به همین اندازه انداختن آب دهان در جایی که نباید آب دهان انداخته بشود، انسان گرفتار حق الناس می شود؛ به اندازه هر میکربی که پراکنده شود از آب دهان، یک میکرب چقدر ریز و بی ارزش است، به همان اندازه گرفتار می شود.

مورد دیگر، سیگار کشیدن در میان جمع و در فضای بسته است، اگر فقط یک نفر را به سرفه بیندازد، بچه خود انسان هم که باشد، این حق الناس است. ببینید چقدر چیز کوچکی است. مورد دیگر غیب کردن پشت سر دیگران است، پشت سر دیگران بدی بنده را به کسی که ربطی به او ندارد بگویید. حق الناس است. شما پشت سر من، من هم پشت سر شما؛ بعد هم که به او می گویید آقا غیبت نکن، می گوید مگر دروغ می گویم؟ راستش را می گویم. بله. درست است که راستش را می گویید. این اشکال را من داشتم، اگر این دروغ باشد که تهمت است. منتها حتی اگر این اشکال را هم از من دیدی، حق ندارید به کسی بگویید. بدی و عیب شخص را نباید به کسی دیگر گفت، اگر گفته شود حق الناس بر گردن انسان می آید و در پرونده عمل ثبت می شود. غیبت، تهمت، تمسخر دیگران، نیشخند زدن به گونه ای که دل کسی را بشکند، بیچاره ای را اذیت کردن. همه اینها جزء حق الناس است.

مورد بعدی بسیاری از این بی حجابی ها و بدحجابی ها است؛ چه بی حجابی مردان و چه بی حجابی های زنان. مردی که تا بالای بازویش را خال کوبی می کند و در معرض چشم نوامیس مردم قرار می دهد، این حق الناس است. خانمی که صد قلم بزک می کند و به کوچه و خیابان با آن سر و وضع و آن لباس می رود به طوری که چشم هر جوانی به او بیفتد، دلش بلرزد و احساس گناه کند، در پرونده عمل آن خانم می نویسند. متاسفانه ما فقط با کسانی که خیلی بی حجاب هستند طرف نیستیم؛ خانم های مسجدی، هیئتی، نماز جمعه‌ای هم گاهی اوقات در مجالسی، چادری نازک بر سر می کند، اگرچه داخل خانه باشد، در آن خانه و در آن مهمانی، جوان نامحرم وجود دارد، این چادر نازک دل آن جوان را می لرزاند. درست است که او هم باید چشمش را کنترل کند وگرنه او هم گناه می کند، ولی اگر با دیدن دست و پای آن خانم دل جوان لرزید، با دیدن چادر نازک، حق الناس بر گردن می آید، نگویید که من در بیرون از خانه چادر برسرم می کنم. هر گونه ترویج بی بند و باری، هر گونه ترویج مفاسد اجتماعی، به همین دلیل فقط مفاسد فردی را نمی گویم، با مفاسد اجتماعی هم مبارزه باید کرد، هر کسی به هر اندازه میکرب گناه را در جامعه پخش کند، حتی اگر یک شایعه دروغ را از طریق شبکه های اجتماعی بفرستد و من هم به دیگری بفرستم بدون اینکه دقت کنم که آیا راست است یا دروغ، به حقوق جامعه و یا شخصیتی لطمه بزند، این حق الناس است.

مورد دیگر آشغال ریختن و کثیف کردن خیابان، مراکز عمومی است. به اندازه ای که بایستی نظافت را رعایت کرد، رعایت نکنم. آن چه که باعث بالا رفتن هزینه های عمومی می شود، باعث می شود که شهرداری بیشتر خرج کند، مثلا میوه ای خوردم و آشغال را از شیشه ماشین به بیرون پرت کردم، ممکن است پوست سیبی یا خیار باشد، ممکن است تخمه‌ای باشد اما وقتی این ها جمع شود، هزینه شهرداری بالا می رود، به هر اندازه ای که من کوتاهی کردم و هزینه عمومی بالا رفت، به همان اندازه حق الناس حتی اگر یک ریال باشد مدیون هستم.

مورد بعدی اگر جایی را تخریب کردیم یا هنگام پارک ماشین، دیواری خراب شد، خط و خشی به دیوار مردم وارد شد، نباید گفته شود حالا دیوار که چیزی نیست، حتی اگر خطی وارد شود باید از صاحبش رضایت طلبید. اگر به ماشین کسی برخورد کردیم، جلوی تابلوی پارک ممنوع پارک کردیم و بنده خدایی معطل شد، هر خسارتی به هر کسی وارد کردیم باید جبران کرد. هر گونه سر و صدای بی جهت، بوق زدن بی‌جهت، ایجاد راه بندان با ماشین، خلاف رفتن با موتور، عبور از ورود ممنوع، عبور از چراغ قرمز و باعث بروز یک حادثه ای شدن، هر گونه خلاف مقررات عمل کردن به گونه ای که باعث ضرر به جامعه بشود، جزء مصادیق حق الناس است.

یک نگاه به دسته اسکناسی که در جیب تان هست بیاندازید! اگر دیدید یکی از آن اسکناس ها قلابی است، یا اینکه گوشه ندارد، نمی توانید بگویید چون کسی دیگر به من داده است، من هم به کسی دیگر می دهم. نه. حق ندارید این کار را بکنید. اگر کسی کفش شما را دزدید شما حق ندارید کفش دیگری را به جای کفش خود ببرید. می خواهید از مصلای نماز جمعه، از مسجد یا از دیگر مراکز عمومی بیرون تشریف ببرید، مبادا به خاطر اینکه کف پای شما کثیف شود یا جوراب تان کثیف شود، پایتان خود را روی کفش دیگران بگذارید؛ چون از ارزش این کفش کم می شود، این حق الناس است. حتی اگر پای خودت کثیف می شود، نباید پا را روی کفش مردم گذاشت. اگر کسی اسکناسی قلابی به شما داده است، به چه دلیل شما باید آن را به دیگری بدهید. اگر می توان پیدا کرد که چه کسی اسکناس قلابی را داد، باید به خود او مراجعه کرد. وقتی بانک بسته ای اسکناس صدتایی به من داده است، اگر چند تا اسکناس مشکل دارد و مثلا گوشه ندارد نمی توانم من هم آن را به همین صورت به دیگری بدهم. اگر این پول ارزش ندارد و از ارزش آن کم شده است، من حق استفاده از آن اسکناس را ندارم. اگر فهمیدم این لیوان آبی که خریدم دزدی است و فروشنده به دلیل دزدی بودن، آن جنس را به من ارزان داده است، درست است که پولم را به فروشنده دادم ولی مالک آن نیستم چرا که مال دزدی را خریدم. موردی در قم داشتیم که عالمی محترم و جلیل القدر خانه ای را از طریق قولنامه خرید، بعدا فهمید که خانه متعلق به غیر است، هر چه هم به دنبال صاحب آن خانه گشت نتوانست پیدا کند. اگرچه با قرض و فروش طلا و فروش فرش خانه‌اش آن خانه را خریده بود، ولی تا فهمید که این خانه مال دیگری است، رفت و مستاجر شد و گفت خدایا شاهد باش که من به وظیفه‌ام عمل کردم.

مورد دیگر نوبت دیگران را ضایع کردن است، نه فقط در صف نانوایی، در صف اداره، با پارتی و پول و چشمک و پررویی. هر کسی زورش می‌رسد نوبت دیگران را ضایع می کند. مثالی عجیب بزنم. در جاده ای می روید ترافیک سنگین است، کنار جاده خاکی هست، طبق قوانین نباید از شانه خاکی جاده رفت اما اگر رفتید و گرد و خاکی تولید شد و کسی با گرد و خاک ماشین شما اذیت شد، این حق الناس است. اگر از زیر لاستیک ماشین تان سنگی در رفت و شیشه ماشینی شکست یا به سر بیچاره ای خورد، حق الناس است.

مورد دیگر، هر گونه رشوه دادن و هر گونه رشوه گرفتن است، در اداره‌ای اگر ماموری به جای اینکه مشکلی را حل بکند… من نمی گویم همه اینطوری هستند، اما اگر یک مورد هم باشد، زیاد است. اگر مامور نیروی انتظامی وارد خانه فسادی شد که در آنجا سر و صدای گناهشان را خاموش می کنند، اگر پچ پچی با صاحبخانه کند و پولی بگیرد و برود، این حق الناس است. آیا این کار با چیزی قابل حل است؟ کارمند شهرداری قرار است بازدیدی انجام دهد، به حق یا ناحق، مستقیم یا غیرمستقیم، از ارباب رجوع پولی طلب کند، این حق الناس است. چرا و برای چه پول طلب می کنید؟ گاهی کارمندی کارش را خوب و پاکیزه و قشنگ انجام می دهد، انسان از او تشکر می کند و یک هدیه ای به او می دهد اما بعد از اینکه کار انجام شد، آن هم با دلخواه خود شخص. این فرق می کند که شخص به زبان بگوید آقا تا پول ندهی من این کار را انجام نمی دهم و چقدر زیاد شده این رشوه ها و این حق الناس ها.

حیفم می آید این مطلب را نگویم. ایام شهادت شهید بزرگوار و سرفراز شهید محمود کاوه است. یکی از همرزمانش نقل می کند و می گوید در بچگی در کارگاهی قنادی با هم کار می کردیم، صاحبکار ما پسته های دربسته را کیلو کیلو و گونی گونی به مغازه می آورد و ما کارمان این بود که باید دانه به دانه با چکش آنها را باز می کردیم و مغزشان را کنار می گذاشتیم که برای داخل شیرینی از آن ها استفاده شود. همرزم این شهید می گوید شهید کاوه در دوران نوجوانی، گاهی اوقات دانه ای از این پسته ها، هنگام شکستن از زیر چکش در می رفت و به این طرف و آن طرف پرتاب می شد. ایشان آنقدر اطراف را می گشت تا آن یک دانه پسته را پیدا کند که مبادا پایی روی آن گذاشته شود چرا که می گفت مال مردم است. گاهی اوقات پیش می آمد که من هوس می کردم که دانه ای از آن پسته ها را بخورم، به من تشر می زد و چشم غره می رفت و می گفت از کجا معلوم که صاحبش راضی باشد. اینان این گونه تقوا را رعایت کردند که مدال افتخار شهادت بر سینه شان آویخته شد. این گونه حق الناس و حق الله را رعایت کردند تا به این مقام و منزلت رسیدند.

خدایا به عزت و جلالت قسم ما را از ریز و درشت حق الناس و حق الله پاک و بری بگردان به گونه ای که ریالی در زندگی ما نباشد، آبروی کسی، مال کسی، خدایا به هر شکل، از همه این حقوق و حق الله و حق الناس ها زندگی ما پاک باشد. پروردگارا عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. به پاکان درگاهت توفیق تقوای کامل به ما کرامت بفرما.

خطبه دوم

در خطبه دوم هم یادآوری و تکرار و تاکید می کنم به خودم قبل از شما و در حضور شما و در پیشگاه پروردگار متعال خودم را محاکمه می کنم که من بیشتر از شما احتیاج به تقوا دارم. همه به تقوا احتیاج داریم اما به تذکر به تقوا من بیشتر از شما احتیاج دارم و شما نمازگزاران جمعه هم بیشتر از دیگر مردمی که اهل نماز جمعه نیستند، نیازمندید. ما بیشتر از دیگران نیازمند به تذکر به تقوا و یادآوری رعایت دستورات خداوند هستیم. خدایا زاد و توشه تقوا را برای شب اول قبر ما، عالم برزخ ما و قیامت ما روز به روز افزون بگردان.

روز شهادت آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بنا بر قول مشهور و معتبر همان آخر ماه صفر است اما بیست و سوم ماه ذی القعده به احتمال قوی روز شهادت ایشان هست یعنی بسیاری از بزرگان قبول دارند که بنا بر احتمال قوی شهادت امام رضا (علیه السلام) در روز بیست و سوم ذی القعده اتفاق افتاده است. احتمالی هم وجود دارد که در همین ماه ذی القعده آقا مسموم شده باشند، یعنی سم مامون در همین بیست و سوم ذی القعده به آقا داده شد و آقا به تدریج مریض شدند تا بالاخره در ماه صفر به شهادت رسیدند. بنابر این احتمال حدود سه ماه و شش یا هفت روز بین مریضی و شهادت ایشان فاصله افتاده است. به هر حال در روایات و تواریخ معتبر داریم که بنا بر احتمالی، روز بیست و سوم ذی القعده روز شهادت امام رضا (علیه السلام) است.

این حدیث از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) راجع به ارزش و جایگاه زیارت امام رضا (علیه السلام) روایت شده است. انشاءالله این حدیث شامل همه زائرین امام رضا (علیه السلام) بشود؛ شامل خادمین محترمی که به زائرین آن حضرت خدمت می کنند، کسانی که به آستان ملک پاسبان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) خدمت می کنند چه در خود مشهد و چه جای دیگر، کسانی که عشق خاصی به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) دارند و مقیدند به هر زحمتی که شده خودشان را سالی یک بار دو بار به زیارت آقا علی بن موسی الرضا برسانند یا به زائرین امام رضا (علیه السلام) کمک و خدمتگزاری کنند، شامل حال همه آنها باشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «سَتُدْفَنُ بَضْعَهُ مِنِّی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ» پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دو نفر از معصومین را، از میان این وجودات نازنین ائمه معصومین و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به عنوان پاره تن اسم برده‌‍اند. وقتی که یک به یک با مشخصات شان اسم بردند و پیش بینی کردند که اینان گل‌های سرسبد عالم رسالت و ولایت هستند که اولین آنها دختر بزرگوارشان جگر گوشه نازنین شان فاطمه زهراست که فرمودند «فاطمه پاره تن من است»، دومین مورد در حق علی بن موسی الرضا (علیه السلام) امام هشتم بود که فرمودند به زودی اتفاقی خواهد افتاد، و امامان را تا امام هفتم اسم بردند و بعد از امام هفتم فرمودند امام هشتم شما شیعیان به زودی بارض خراسان دفن خواهد شد پاره تن من پیامبر در زمین خراسان دفن خواهد شد که «مَازَارَهَا مَکْرُوبٌ اِلاّ نَفَّسَ اللهُ کَرْبَهُ» هیچ انسان غمگین، گرفتار و دردمندی نیست که خالصانه رضای مرا، این امام هشتم را، این پاره تن من پیامبر را زیارت کند مگر آنکه من تضمین می کنم که خدا گرفتاری هایش را برطرف کند؛ غم و غصه هایش را از دلش بردارد. «وَ لا مُذْنِبٌ اِلاّ غَفَرَاللهُ ذَنْبَهُ» و هیچ گنهکاری نیست که در حرم امام رضا توبه کند مگر اینکه به برکت آبروی آن امام، خداوند او را می بخشاید، هر کسی که بگوید آقاجان علی بن موسی الرضا آمدم شما را زیارت کنم و دیگر پاک شوم. آمدم این مسیر را که فقط زیارت خشک و خالی نباشد. می خواهم آن اشکالات و گناهانم را پاک کنم و از حرم شما برگردم، پیامبر وعده داده است که خداوند همه گناهانش را می آمرزد. نثار گنبد و بارگاه و روح شریف شان صلواتی تقدیم کنید.

اما روز چهارشنبه این هفته، روز بیست و پنجم ماه ذی القعده روز دحو الارض است. یکی از چهار روز بزرگ و مهم سال است. گفته شده است که غیر از ماه رمضان، در طول سال، چهار شب است که فوق العاده مهم است و ارزش آن را دارد که انسان در آن چهار شب بیدار باشد و شب زنده داری و عبادت و مناجات و توبه کند. گفته شده است که چهار روز است؛ یکی روز عرفه است، دیگری روز عید غدیر است، یکی روز مبعث خاتم الانبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) است. یکی هم روز دحو الارض است. گفته شده که اگر در طول سال نمی توانید روزه مستحبی بگیرید یا روزه قضا دارید، بهترین فرصت برای گرفتن روزه این چهار روز است. از این چهار روز استفاده کنید. یکی از آن چهار روز، در همین ماه است، سعی کنید در صورت امکان هم شب قبلش دعاهایش را بخوانید. روز دحو الارض از جمله بهترین فرصت ها است. در همین تابستان گرم این روز را برای روزه گرفتن و عبادت خالصانه نشانه گذاری کنید. برای این روز مناجاتی دو سه صفحه ای هم روایت شده است که من دو سه خطش را می خوانم و ترجمه می کنم. عنایت دارید که روز دحو الارض، روزی است که زمین ، پس از آن که تمامش زیر آب بود، اولین بار در روز بیست و پنجم ذی القعده در قسمت مکه، و همین خانه کعبه، از آب خارج شد و اولین سرزمینی بود که قابل سکونت انسان شد. به همین خاطر دعا و مناجاتی دارد که یک جمله اش این است «یا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ»، ای خدایی که از لغزش های ما درمی‌گذری و لغزش های ما را می بخشی، «أَقِلْنِی عَثْرَتِی» خدایا بگذر! خدایا پس بده و گناهان ما را پس بگیر و همه را پاک کن. «یا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ» ای خدایی که اجابت کننده دعوت‌ها هستی « أَجِبْ دَعْوَتِی» دعوت مرا اجابت کن. «یا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ» ای خدایی که همه صداها را می شنوی، «اسْمَعْ صَوْتِی» صدای من ذلیل فقیر بیچاره را بشنو. صدای من ضعیف را بشنو. من، بنده ناچیزی بیش نیستم. «وَ ارْحَمْنِی» به من رحم کن «وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیئَاتِی». از همه بدی ها و خطاهای من بگذر. مرا نزد خودت سرافراز کن «یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ». اگر در روز یا شب دحوالارض، هر کدام از شما آقایان و خانم ها، دعایی، مناجاتی، روزه ای، و هر برنامه خیری داشتید بخصوص هنگام مناجات همه مومنین را دعا کنید. اگر هم کسی سحر آن شب بیدار شد برای سحری خوردن و موقع افطار، همه این نمازگزاران را از دعای خیرشان بهره مند کنند انشاءالله. خدایا توفیق عبادت و بندگی کامل به ما عنایت بفرما.

امروز روز دوازدهم مرداد است سالروز تنفیذ حکم ریاست جمهوری چهار نفر از روسای محترم جمهور ماست که بعد از رای خوب مردم به دست باکفایت مقام معظم رهبری حکم تنفیذشان را با آن دست ولایتی شان امضا کردند. یعنی همه روسای جمهور رای را از مردم گرفتند و این رای مردم را رهبر امضا فرمودند؛ تنفیذ فرمودند و این به شکل یک مساله  نمادین درآمد که آقای رئیس جمهور محترم در هر حدی که باشید، هر مقدار که رای آورده باشید، مشروعیت شما به این است که در چارچوب ولایت حرکت کنید. در مسیر ولایت فقیه قدم هایت را بردارید و برنامه هایت را تنظیم کنید. سال ۶۸ مرحوم آیت الله هاشمی، سال ۷۶ آقای خاتمی، سال ۸۴ آقای احمدی نژاد و سال ۹۲ آقای روحانی. این چهار بزرگوار در چنین روزی رای شان تنفیذ شد. پانزدهم همین ماه هم حضرت امام (قدس سره الشریف) رای شهید رجایی (رحمه الله علیه) را تنفیذ کردند و بعد امام جمله ای به شهید رجایی گفتند که نباید هیچ یک از روسای جمهور آن جمله را فراموش کنند. حضرت امام به شهید رجایی فرمودند آقای رجایی روز قیامت باید در مقابل این ۱۳ و ۱۴ میلیون رای که از مردم گرفتید، جوابگو باشید. و قطعا این جمله درباره همه روسای جمهور صادق است. قطعا این جمله درباره همه نمایندگان مجلس صادق است و قطعا این جمله برای هر کسی است که حتی مدیر یک آپارتمان می شود، صادق است. اگر ساکنین آپارتمانی به شخصی به عنوان مدیر آپارتمان رای می دهند، او نسبت به تمام رای هایی که ساکنین به او می دهند، مسئول است. امام جمعه محترم به من امر فرمودند تا پشت این تریبون بیایم، من هم برای این یک ساعت وقتی که از شما می گیرم مسئولم. این گوش ها، گوش های مفت نیست. این وقت ها، وقت های مفت نیست. باید روز قیامت در مقابل این وقت ها پاسخگو باشم. آقای رئیس جمهور! آقایان نمایندگان محترم مجلس! این فرمایشات بزرگان را از یاد نبرید.

کسی نگوید رئیس جمهور اختیاری ندارد. این حرف، حرف بیخودی است. زمانی بنی صدر این حرف را در مقابل امام می زد. بعضی ها هم در طول این چندسال کم و بیش این حرف را گفتند. گاهی اوقات خود روسای جمهور می‌گفتند و گاهی اوقات هم اطرافیانشان می‌گفتند ولی حضرت آقا در یکی از مراسم تنفیذها فرمودند رئیس جمهور به عنوان موثرترین فرد در آبادانی و پیشرفت کشور و حل مشکلات مردم می تواند نقش بسیار اساسی ایفا کند. کسی نگوید رئیس جمهور کاری نمی تواند انجام دهد. رئیس جمهور با کابینه ای که برای خودش می چیند، با وزاریی که انتخاب می کند، با معاونینی که انتخاب می کند که هر چه باتقواتر باشند بهتر است، نه باتقوای ظاهری و شناسنامه‌ای، باتقوای واقعی، هر چقدر متدین‌تر، هر چقدر نمازشب خوان‌تر، خدمتش به مردم بیشتر  است. هر چقدر انقلابی تر باشد، بهتر است. انقلابی بودن یعنی رئیس جمهور وزرایی را انتخاب کند که جهادی کار کنند، ساده زیست باشند، دنبال آلاف و الوف دنیا نباشند. هر چقدر ساده زیست تر و پاک‌تر و انقلابی تر باشد، خدمتش برای مردم بیشتر است. هر وزیری، هر وکیلی و هر مسئولی به هر اندازه که از این دو عنصر فاصله گرفت، دودش به چشم مردم رفت؛ یا اسلامیتش ضعیف بود؛ یا انقلابی گری اش ضعیف بود. اگر وزیر، وزیری بود که گفت ما حالا نماز هم نخواندیم، نخواندیم. فعلا این عکس را با خبرنگاران بگیریم. اگر وزیری بود که برای برنامه ها و قوانینی که می خواهد لایحه اش را به مجلس ببرد یا در هیئت دولت تصویب شود، منافع شخص خودش و دار و دسته اش را در نظر بگیرد، خدا را فراموش کند، روحیه انقلابی نداشته باشد، سه چهار ساعت پشت میز اداره کار کند و بقیه ساعاتش را دنبال استخر و آسایش و راحتی اش برود، دودش به چشم مردم می رود، هر کدام از وزرا و وکلا، اسلامی تر و مومن تر به معنای واقعی کلمه و انقلابی تر بودند مردم خدماتشان را با چشم دیدند. کسی نگوید پس تخصص چه می شود؟ یک مسلمان واقعی، وزیری که واقعا خداترس و باتقوا باشد، اگر تخصص نداشته باشد قبول مسئولیت نمی کند. یک مدیر کل اگر تخصص نداشته باشد تقوایش به او اجازه  نمی دهد که مسئولیتی بپذیرد. می گوید من در این مورد تخصصی ندارم.

تا به حال به خاطر اینکه این چند اصل رعایت نشد، حاصلش این بود که این مشکلات ارزی و دلاری و شرایط بد اقتصادی پیش آمد. از بیرون فشار دشمن است، توطئه های شبانه روزی و ناجوانمردانه دشمن است و از داخل هم بعضی از بی خردی ها، بی تدبیری ها، بعضی از سوءاستفاده ها وجود دارد. حاصلش این شد که نود و چند نفر از نمایندگان محترم مجلس، حدود یک ماه، با چندین نفر از وزرا در کمیسیون های مختلف بحث کردند اما قانع نشدند، هیچ کدام از وزرا نتوانستند نود نفر از نمایندگان مجلس را قانع کنند. خیلی به این طرف و آن طرف رفتند، بالا و پایین رفتند، از این حدود نود نفر فقط دوازده نفرشان کنار کشیدند و گفتند ما قانع شدیم ولی هشتاد نفر قانع نشدند. این هشتاد نفر به نظرم نماینده هشتاد میلیون جمعیت کشور هستند. مردم هر چه اعتراض می کنند، گله می کنند، حق دارند چون دلشان خون است از نظر اقتصادی، حالا عین این مسائل در زمینه مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز وجود دارد. حوزه های علمیه، علما و مراجع، دلسوزان، متدین داخل کشور، خانواده محترم و معزز شهدا، در بسیاری از مسائل دلشان خون است. این هشتاد نفر حرف یک ملت هشتاد میلیونی را می زنند نه آن چند نفر نماینده مجلسی که دنبال فلان زندانی سیاسی یا فلان جاسوس هستند که آزاد شود. این نظر مردم است. ما شعار نمی خواهیم. احساسات نمی خواهیم، واقعا پنج سوالی که مطرح شده، سوالات حقیقی مردم و رهبری است. من این سوالات را که می خوانم تا ببینید که همه چیز در همین پنج سوال نهفته است. یک ماه رئیس جمهور وقت دارد به این پنج سوال پاسخ دهد. این دیگر جای اما و اگر و بازی و تعارف ندارد. دیگر باید قرص و محکم به این هشتاد نماینده یک ملت هشتاد میلیونی پاسخ درست داده شود.

سوال اول: چرا دولت جنابعالی در کنترل قاچاق که یکی از مهم‌ترین عوامل فلج کننده تولید ملی است، اگر تولید ملی که در آستانه فلج شدن قرار دارد، ده تا فاکتور موثر داشته باشد، دو سه علتش مربوط به قاچاق است. چرا دولت جنابعالی در کنترل قاچاق موفق نبوده است؟ کسی نمی‌تواند ادعا کند که موفق بوده است. اگر چه بسیاری انتقاد کردند و خواستند دهان این هشتاد نماینده را با قلمشان، با حرف های زشت شان، با توهین به آنها ببندند؛ اما آنها کار خودشان را کردند و این در تاریخ ثبت شد.

سوال دوم: علت استمرار تحریم های بانکی با گذشت دو سال از برجام و علیرغم اینکه ایران همه تعهداتش را اجرا کرده است، چیست؟ یک خشت هم باقی نگذاشتیم. هر چه دشمن خواست دو دستی تحویل دادیم حالا یا با لبخند یا با زور یا با یکی دو جلسه رفت و آمد به وین و این کشور و آن کشور، دو دستی تمام موارد را انجام دادید، شما می گفتید وقتی برجام تصویب شود، یک خشتش که برداشته شود، تمام دیوار تحریم فرو خواهد ریخت. چه شد که آنها این بازی را بر سر ما درآوردند؟ چرا این قدر به مردم دروغ گفتید؟ چرا این قدر قضیه برجام را گنده کردید؟ چرا برجام را در کتاب های دبیرستانی آوردید؟ این برجام که سرنوشتش این شد. گفتید یک خشتش برداشته شود تماما فرو می ریزد. دیدیم فرو نریخت بلکه اضافه هم شد. کار به جایی کشیده شد که بازرسان آنها بدون وقت قبلی، سرزده، به داخل اتاق های درس، داخل اتاق های اساتید دانشگاه صنعتی هم رفتند؛ تا این قدر چراغ سبز به آنها نشان دادید، شما چقدر امتیاز دادید آنها چقدر تحریم را برداشتند؟ این یک سوال است.

سوال سوم: چرا دولت تدبیر و امید نسبت به کم کردن بیکاری مفرط اقدام شایسته ای انجام نداده است؟ درست است اقداماتی کردید، دست شما درد نکند اما آن چنان که باید و شاید با بیکاری مبارزه نکردید، نتوانستید آمار درستی بدهید که درصد بیکاری را پایین آورده باشید.

سوال چهارم: علت رکود اقتصادی شدید چندساله در دولت جنابعالی علیرغم وعده ها و اعلام های مکرر چیست؟ آن قدر وعده دادید، آن قدر مصاحبه کردید، یک بار گفتید ده ماهه، یک بار گفتید صد روزه، یک بار گفتید دو ساله، الان شش سال گذشت، رکود سال به سال بیشتر شد، ما می دانیم که عوامل خارجی موثر است، اما عوامل داخلی بسیار بیشتر از عوامل خارجی موثر است.

و بالاخره سوال پنجم: درد این دو سه ماه اخیر؛ علت افزایش شتابان نرخ ارز خارجی و کاهش شدید ارزش پول ملی چیست؟ چه شد و در اثر کدام بی تدبیری، یک دفعه پول ایران در مقابل یک دلار دوازده هزارتومان شد؟ این پنج سوال را جناب ایشان موظفند پاسخ دهند. از خدا می‌خواهیم که ایشان هم دلائل موجه و قانع کننده ای داشته باشند. همین پنج سوال، سوالات جدی مردم است. کسانی که می گویند فلان کنسرت را آزاد کنید یا فلان دختر باید برود ورزشگاه، همه اینها را ببرید در کوزه آبش را بخورید لطفا. درد مردم اینهاست. مشکل مردم اینهاست.

خدایا به همه مسئولین این کشور عزیز توفیق خدمت گزاری صادقانه عنایت بفرما. گفته های ما را برای خودت قرار بده، عملکردهای ما را برای خودت قرار بده، رهبر عزیز انقلاب، حوزه های علمیه، مراجع معظم تقلید، دلسوزان مخلص و باتقوای کشور را در هر لباس و موقعیتی که هستند همه شان را یاری بفرما. عاقبت عمر ما را ختم به خیر بفرما. خدایا رفع همه گرفتاری های ما با فرج آقا امام زمان ماست، هر چه زودتر فرج پر از سرور و مهر و محبت آقایمان و مولایمان را نزدیک بفرما.

photo_2018-08-04_11-18-53 photo_2018-08-04_11-18-55

Google+Yahoo MailWhatsAppLineOutlook.comاشتراک گذاری

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه شما

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.