خطبه های نماز جمعه دوم آذر ۹۷

خطبه‌های نماز جمعه ۵ آذر به امامت خطیب ارجمند حجت الاسلام والمسلمین مهدوی

 

بسم الله الرحمن الرحیم… خودم و همه شما عزیزان نمازگزار را، بخصوص عزیزان نسل جوان را که در جلسه حاضر هستند، دعوت می کنم و سفارش موکد می کنم که به تقوای الهی و در نظر گرفتن رضایت خدا در همه حال، در همه امور زندگی توجه داشته باشید، چه در خلوت باشیم و چه در آشکار، چه کسی بفهمد و چه کسی نفهمد، چه ما را خوش بیاید و چه یک خرده سخت باشد. در همه حال، در همه امور زندگی تصمیم بگیریم که امر خدا را، دستورات خدا را، قوانین الهی را بر خواهش های نفسانی خود، بر دلخواه خود ترجیح دهیم. تصمیم بگیریم که خواست خدا را بر خواست خود ترجیح بدهیم.

ایام، ایام تولد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام جعفر صادق (علیه السلام) است. این ایام بر شما مبارک باشد. در خطبه اول چند جمله راجع به پیامبر اسلام عرایضی را تقدیم می کنم و بخشی از خطبه را به امام صادق (علیه السلام) اختصاص خواهم داد؛ اما در همین ابتدای خطبه حدیثی از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل می کنم. اصحاب امام می گویند ایشان در بین اصحاب پیامبر و حضرت علی خیلی زیاد به یاد سلمان فارسی بود، از سلمان فارسی زیاد ذکر خیر می کرد. یک عنایت خاصی به همه اصحاب پیامبر امام صادق (علیه السلام) و ائمه ما داشتند، به اصحاب وفاداری که تا به آخر در راه پیامبر و اسلام متعهد مانده بودند، به همه آنها ارادت و لطف داشتند اما دیده می شد و شنیده می شد که امام صادق (علیه السلام) به سلمان فارسی بیشتر اهمیت می دادند و ذکر خیر ایشان را زیاد می کردند. از امام صادق (علیه السلام) سوال شد که یابن رسول الله! چه خصوصیتی در سلمان وجود دارد که شما این قدر ایشان را بیشتر از دیگران یاد می کنید. امام صادق (علیه السلام) سه خصوصیت را برای سلمان بیان کرده است که یکی از آن سه خصوصیت این بود که سلمان فارسی در همه حال رضایت خدا را، خوشنودی خدا را بر رضایت خود مقدم می داشت. یعنی نگاه نمی کرد که از چه چیزی خوشش می آید، نگاه می کرد که خدا چه دستوری می فرماید، امر خدا چیست؟ یک توجه خاصی به این مساله داشت و اگر بر سر دوراهی قرار می گرفت، نگاه می کرد که رضای خدا در چیست و همان راه را انتخاب می کرد. من می خواهم بگویم که به این حالت تقوا گفته می شود. تقوا یعنی حالتی که انسان رضایت خدا را بر خواست خود ترجیح دهد. به چنین حالتی تقوا گفته می شود. خدایا! عیدی این دو تولد بسیار با عظمت را، عیدی تولد پیامبر رحمهً للعالمین را و رئیس مذهب شیعه، امام جعفر صادق (علیهما السلام) را توفیق روزافزون در داشتن تقوای ما قرار بده.

اما چند جمله راجع به پیامبر اکرم از خطبه اول نهج البلاغه انتخاب کردم که امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از ذکر توحید و معارف مبدء و معاد، راجع به نبوت و رسالت انبیاء عموماً و رسالت خاصه حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) موارد بسیار زیبایی را اشاره می کنند که دو سه جمله اش را انتخاب کردم که به عنوان شیرینی تولد آن بزرگوار خدمت شما تقدیم کنم. حضرت علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه در وصف پیامبر این چنین می فرماید: « بَعَثَ اللّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً صلى الله علیه و آله» خداوند تبارک و تعالی پیامبر اکرم را، پیامبر اسلام را مبعوث کرد، بعثت برای او ایجاد کرد و او را به عنوان رسول و پیام آور خود به مردم جهان معرفی کرد، برای چند هدف: یکی از آن اهداف « لِإِنْجازِ عِدَتِهِ » بود. خداوند به بشریت وعده هایی از طریق پیامبران قبلی داده بود، برای اینکه به وعده‌های خود عمل کند، برای این که به آن وعده هایی که به نوح و ابراهیم و موسی و عیسی داده بود که ای پیامبران عظیم الشان الهی! ای رسل! ای انبیاء! ای واسطه های فیض خدا برای بشریت! ای حاملان کتاب های آسمانی! در دعوت مردم به توحید و در مبارزه با بت و طاغوت تا آخرین نفس مایه بگذارید و از کمی تعدادتان نترسید، از زحمت هایی که در این راه می کشید، خسته نشوید که من به زودی برای جهانیان یک پیامبر رحمت می فرستم که همه آنچه را که خوبان دارند او به تنهایی داشته باشد. دین او، مکتب او، قرآن او و کلام او را بر دنیا پیروز می کنم و او را بر دشمنانش غلبه می دهم. « لِإِنْجازِ عِدَتِهِ » خدا با این بعثت، پیامبر اسلام را فرستاد تا به وعده هایش عمل کند. یعنی به ۱۲۴ هزار پیامبر وعده هایی برای یک آینده پرامید داده شده بود که تحقق امید همه انبیاء توسط بعثت حضرت ختمی مرتبت بوده است.

دومین هدف « و تَمامِ نُبُوَّتِهِ » است. خدا پیامبر اسلام را فرستاد تا پایان بخش همه پیامبران باشد. بعد از او دیگر پیامبری نیامده و نخواهد آمد. نبوت را با وجود نازنین ایشان به خاتمه رساند. « مَأْخوذاً عَلَى النَّبِیّینَ میثاقُهُ » یک پیامبری را خدا فرستاد که قبل از به دنیا آمدنش و قبل از بعثتش از همه انبیاء گذشته، از همه بیعت گرفت، پیمان گرفت، میثاقی گرفت که در سوره احزاب یکی از این میثاق ها ذکر شده است « وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ » خداوند میثاق بسیار محکم، عهد و پیمان بسیار محکم را از پیامبران گذشته گرفت، آن قدر محکم و قرص بود که پیامبران عاشق آمدن او بودند و نادیده خریدار این پیامبر بودند و با تمام وجود مرید پیامبر آخرالزمان بودند. بایستی قدر خود را بدانیم. حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) بسیار زحمت کشید، با فرعون درگیر شد، خون دل فراوانی خورد، با فرعون و فرعونیان یک طور درگیر شده بود، با بنی اسرائیل طور دیگری. زحمت زیادی کشیده بود، سختی فراوانی کشیده بود، بعد از پیروزی بر فرعون و حاکمیت بر منطقه مصر و بر سرزمین سینا و سراسر منطقه کناره های دریای مدیترانه، اردن و سوریه و لبنان و مصر، وقتی حاکمیتش قطعی شد، در اواخر عمر ندا آمد ای موسی! زحمت بسیاری کشیده ای، در راه خدا تلاش زیاد کرده ای. اکنون در پایان عمر  دوست داری چه پاداشی به تو بدهیم؟ یک جایزه دنیایی فعلا به تو می دهیم، آخرت تو هم محفوظ باشد. یک مدالی از ما بخواه. یک جایزه ای از ما بخواه که به تو بدهیم. عرض کرد پروردگارا! من وظیفه ام را انجام دادم. مرا به رسالت مامور کرده ای، من هم انجام وظیفه کردم. من طلبکار نیستم، بدهکار هم هستم، البته این تعابیر، تعبیر من است. حال اگر امر می فرمایید که من چیزی از تو بخواهم، اگر تو از من می خواهی که چیزی را از تو خواهش کنم، من خواهشم این است که خدایا! من موسی را جزء امت پیامبر آخرالزمان حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار بده.  ببینید این پیمانی که خدا از پیامبران گرفته است، چه پیمان سنگینی است و بدانید که امت پیامبر اسلام بودن چه مسئولیت سنگینی دارد که حضرت موسی می گوید آرزویم این است که اسم من هم اسم جزء امت پیامبر خاتم نوشته شود.

ویژگی سوم، « مَشْهُورَهً سِماتُهُ » پیامبری برای شما آمد که ویژگی هایش در همه عالم ملک و ملکوت مشهور و آشکار است، نشانه های بلندی، بزرگی، عظمت، رفعت، اخلاق، کرامت، رحمت در ایشان نمایان است. « کَریماً میلادُهُ » یک پیامبری آمد که اصل تولدش، تولدی کریمانه بود، در سالی به دنیا آمد که خدا خانه خودش بیت الله الحرام را از شر اصحاب فیل حفظ کرد، پیامبر در عام الفیل به دنیا آمد. در سالی که همه دیدند خدا چه بر سر لشکر ابرقدرت آن زمان، ابرهه آورد. همه منتظر بودند که در آن سال چه اتفاقی خواهد افتاد. پیامبر به دنیا آمد. در شب تولدش دریاچه ساوه در ایران خشک شد و آتشکده هزارساله خاموش شد. کنگره های ایوان مدائن که کنگره ایوان ظلم و ستم بود، فرو ریخت و نشانه های دیگری که در تاریخ ثبت شده است. « کَریماً میلادُهُ » . خدایا این پیامبر با عظمت را به ما عنایت کردی و ما را جزء امت او قرار دادی، توفیق رهروی راهش تا آخرین نفس به ما عنایت بفرما.

دو سه جمله هم راجع به امام صادق (علیه السلام) بگویم. آقا امام صادق (علیه السلام) در هفده ربیع الاول در سال ۸۰ یا ۸۳ هجری به دنیا آمد. بنابر نقلی که اختلافات جزئی در این زمینه وجود دارد یعنی بیست یا بیست یکی دو سال بعد ازواقعه عاشورا حضرت امام صادق به دنیا آمد. ایشان مسن ترین ائمه ما غیر از وجود نازنین امام زمان هستند، از این چهارده معصوم حضرت امام صادق بیشترین سن را داشتند با ۶۵ سال که تمام این ۶۵ سال را وقف نهضت علمی و اعتقادی و فقهی و اخلاقی اسلام کردند. آن قدر در این راه مجاهدت داشتند که با همه عظمتی که کربلا دارد، با همه فداکاری هایی که امیرالمومنین انجام داده و اب الائمه محسوب می شود اما این مذهب شیعه اثناعشری و دوازده امامی را کسی نمی گوید شیعه علوی. ما عاشق امیرالمومنین هستیم، دوست داریم علوی زندگی کنیم، از امیرالمومنین، از امام حسن و امام حسین و سایر ائمه سرمشق بگیریم اما همه عالم ما را به عنوان شیعه جعفری می شناسند چرا که از زمان امام جعفر صادق (علیه السلام) بود که به تشیع رسمیت بخشیده شد و شیعه از گرد و غبار فتنه های بنی امیه خلاص شد. تشیع و اسلام ناب اصلا در محاق فراموشی رفته بود. خفقان بنی امیه اثری از اسلام ناب باقی نگذاشته بود. امام باقر (علیه السلام) این نهضت بزرگ را شروع کرد و امام صادق (علیه السلام) آن را کامل کرد. از نظر اعتقادی، از نظر اخلاقی، از نظر کلامی، از نظر فقهی و سیاسی تمام مواضع اسلام ناب را امام صادق در دانشگاه خود روشن و کامل بیان کردند.

امام صادق (علیه السلام) در شرایط اواخر دوران بنی امیه به دنیا آمدند، زمانی که ایشان به دنیا آمدند زمان حکومت عبدالملک بن مروان بود که اوج خفقان بنی امیه بود و بیشترین کشت و کشتاری که از شیعه اتفاق افتاده است، در همین زمان بود. بعد از جریان عاشورا تا زمان امام صادق (علیه السلام) این چند خلیفه آخر اموی فاسد و جنایتکار، چه کسانی که به عنوان خلیفه مسلمین مطرح بودند و چه کسانی که به عنوان فرماندار و استاندار در مدینه و بصره و کوفه حاکمیت داشتند، امثال حجاج بن یوسف ثقفی، آنها خیلی جنایت کردند و دمار از روزگار شیعیان عموما و فرزندان حضرت زهرا، بنی الزهرا درآوردند. اگر می فهمیدند کسی شیعه است بدون محاکمه او را می کشتند. شب و روز، در کنار سفره‌های غذای خلفا، خون مظلوم شیعیان و علویون و ادامه دهندگان راه حسین بود که ریخته می شد. در این شرایط وقتی آنها فواره ستمشان اوج گرفت و سپس سقوط کرد، زمانی که حکومت بنی امیه افول و غروب کرد، از این فرصت امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) استفاده کردند و آن دانشگاه بزرگ را به وجود آوردند و آن چند هزار شاگرد را تربیت کردند وگرنه اسلام، نه فقط شیعه، اصل اسلام از بین می‌رفت و به فراموشی سپرده می شد و به جای اسلام ناب، اسلام پوچ، اسلام پر از خرافات، اسلام پر از دروغ، اسلام پر از نیرنگ را مبلغین بنی امیه بین مردم تبلیغ می کردند، لذا به شدت نیاز بود که یک تصفیه کامل صورت بگیرد و اسلام ناب از اسلام بنی امیه جدا بشود. مردم هم حاضر نبودند اسلامی که بنی امیه و مبلغین بنی امیه معرفی کرده بودند بپذیرند. این جداسازی اسلام ناب از اسلام بنی امیه کار امام صادق (علیه السلام) بود و نتیجه زحمات امام صادق (علیه السلام) بود.

عجیب است نه فقط شیعیان و شاگردان خاص امام صادق در کرامات، فضائل، مناقب امام صادق، فراوان سخن گفتند حتی کسانی که بعدا خودشان فرقه ای جداگانه مثل فرقه های مالکی و شافعی و حنفی و حنبلی را تشکیل دادند، حتی آنها هم در مقابل مقام علمی اخلاقی عرفانی و فقهی و عظمت روحی امام صادق کرنش می کنند. ما عالمی از علمای اهل سنت، غیر از علمایی که مربوط به جریان وابسته به دربارهای خائن بنی امیه و بنی عباس بودند، نداریم که کلمه ای بر علیه امام صادق (علیه السلام) بدگویی کرده باشد بلکه همه از کمالات و فضائل امام صادق فراوان بیان کردند. خدا را هزاران بار شکر می کنیم و افتخار می کنیم که پیرو و شیعه امام باقر و امام صادق هستیم و امروز حوزه های علمیه ما چه در نجف، چه در قم، چه در لبنان و دیگر مراکز مختلف شیعه، همه و همه بر سر سفره امام صادق و امام باقر نشستند.

خدایا به حق این دو میلاد و این دو مولود بسیار باعظمت اسلام و شیعه را در دنیا آبرو و عزت و پیروزی کامل عنایت بفرما و دانشگاه امام صادق را به زودی به دانشگاه فرزندشان امام زمان متصل بفرما. دانشگاه امام زمان دیگر در گوشه نجف و قم و مدینه نخواهد بود، دانشگاه حضرت مهدی جهانی خواهد بود. خدایا این دانشگاه امام باقر و امام صادق را به دانشگاه جهانی امام زمان متصل بفرما.

خطبه دوم

از بین مناسبت ها و حوادث بسیار مهمی که این روزها هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ حوادث روز قرار دارد، دو مناسبت وجود دارد که اتفاقا برای هر دو هفته بزرگداشتی قرار داده شده است و این دو مناسبت عبارت است از یک. هفته وحدت که به مناسبت تولد پیامبر مکرم اسلام است و دوم هفته بسیج. اگر بخواهم در حد نسبتا قابل قبول مطالبی در خطبه دوم عرض کنم، هیچ وقتی اضافه ای باقی نمی ماند که به غیر از این دو موضوع، راجع به موضوع دیگری بحثی داشته باشم.

اما در مورد هفته وحدت، اهل سنت دوازدهم ربیع الاول را سالروز تولد پیامبر اکرم نامگذاری کردند و  اکثریت اهل سنت و بزرگان علمای ایشان معتقدند که دوازدهم ربیع الاول روز تولد ایشان است؛ اما اکثریت شیعیان و بزرگان علمای شیعه و علمای امامیه معتقدند که تولد پیامبر اکرم در سال عام الفیل، ۴۰ سال قبل از بعثت و ۵۳ سال قبل از هجرت در هفده ربیع الاول اتفاق افتاده است. یکی از برکات نظام جمهوری اسلامی این است که برای آن که یک نمونه و نمادی از وحدت بین مسلمین ایجاد شود و این دو تاریخ که فقط دارای چند روز اختلاف است، باعث اختلاف بین مسلمانان نشود بلکه به عنوان فرصتی برای وحدت بین مسلمین شناخته شود، به امر حضرت امام و به توصیه ایشان و بزرگان دیگر و بعد هم استمرارش با تاکید مقام معظم رهبری بود، این چند روز از دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول به عنوان هفته وحدت بین مسلمین نامگذاری شد و انصافا کارهای خوبی هم در این ایام انجام شده و دارد انجام می شود. البته دشمن هم بر ضد برنامه وحدت بین مسلمین تلاش کرده و روز به روز هم بر تلاش خویش به خیال خود اضافه می کند. در بین همه صحبت هایی که درباره بزرگداشت هفته وحدت بیان شد، فرمایشات مقام معظم رهبری در رابطه با وحدت بین مسلمین که فکر می کنم به همین مناسبت، دو سه سال پیش، در سال ۹۵ این فرمایشات را داشتند، فرمایشات بسیار مهمی بود. ایشان فرمودند دو اراده در نبرد و فعالیت هستند. اول. اراده وحدت دوم. اراده تفرقه. این دو اراده با هم درگیر هستند. سالیان سال است که این دو اراده با هم درگیر هستند. از زمانی که انگلیسی ها و استعمار پلید اروپا و غرب به ممالک اسلامی آمد و دید که امکان ندارد این کشورها را تحت سیطره استعماری خود قرار بدهد مگر اینکه چند کار مهم انجام بدهد که یکی از آن کارها ایجاد دو دستگی یا چند دستگی و اختلاف بین مسلمین است. بزرگ نشان دادن و درشت جلوه دادن اختلافات جزئی و آنها را اصل قرار دادن، از جمله بین شیعه و سنی اختلاف انداختن و آنها را به جان هم انداختن، اینکه شیعه ضد سنی باشد و سنی هم ضد شیعه، عرب ضد عجم باشد و عجم هم ضد عرب باشد. حق نداشته باشید پیش عجم، اسم عرب بیاورید و پیش عرب هم حق نداشته باشید که اسم عجم بیاورید،  این گروه از آن گروه بدشان بیاید و آنها هم از اینها بدشان بیاید، آنها پشت سر اینها بدگویی کنند و اینها هم همینطور. بسیاری از حرف های دروغین، کلمات زشت که تولیدات کارخانه های شایعه پراکنی استعماری انگلیس بود که بین مردم به صورت فراوان پخش می‌شد، حضرت آقا فرمودند دو اراده وجود دارد. اراده وحدت متعلق به مومنین بصیر و خبیر است. مومنینی که هم بصیرت دارند، حواسشان به همه چیز است، دشمن شناس و دوست شناس هستند، از اوضاع و احوال واقعیات جهان باخبر هستند، انسان های مومن بصیر خبیر هوشمند، این مومنین یک الگو دارند، یک معیار دارند. همیشه آیه ای از قرآن جلوی چشمان و نصب العین مومنین هوشمند و بصیر است. تا می خواهد اختلافی جزئی تحت عنوان شیعه و سنی و کذا و کذا بین این مسلمان و آن مسلمان بیفتد، بلافاصله این آیه قرآن مدنظر آنها قرار می گیرد و دست از اختلاف بر می دارند. این آیه، آیه آخر سوره فتح است که می فرماید « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ » هر کس که می گوید پیامبر اسلام، پیامبر من است، کتاب آسمانی من، قرآن است، دیگر نباید به جزئیات کاری داشته باشد. قرآن می گوید هر کسی که پیامبرش پیامبر اسلام است، کتابش قرآن است، قبله اش کعبه است و خدای واحد دارد، ما با او یکی هستیم و در یک سنگر قرار داریم و دشمن مشترک داریم. این اراده مومنین است. این اراده انسان های آگاه است، انسان های با شعور و با فرهنگ است. درست در نقطه مقابل، اراده استعماری تفرقه قرار دارد که کشورها را به جان همدیگر می اندازند، این نژاد را برعلیه آن نژاد تحریک می کنند، پان ترکیسم درست می کنند، در آنجا می گویند زنده باد آذربایجان و مرگ بر فارس. اینجا هم می گوید زنده باد فارس و مرگ بر ترک. آنجا می گوید ترک و جای دیگر می گوید کرد. جایی می گوید بلوچ و جای دیگر می گوید عرب. نه خیر. همه این صحبت ها باید کنار گذاشته شود. ما یک دست هستیم با انگشت های مختلف اما مشتی گره کرده هستیم.

اراده تفرقه بین کشورها، نژادها، فرهنگ ها و زبان ها کار دشمنان است. مذهب ها را به جان هم می اندازد. شیعه را بر علیه سنی و سنی را بر علیه شیعه تحریک می کند. سنی را تقویت می کند و بالا می برد و لباس وهابیت بر تن او می پوشاند. این لباس وهابیت شکل های مختلفی پیدا می کند، یک زمانی می شود تکفیری، یک زمانی هم می شود  القاعده و یک زمانی هم می شود داعشی. به شکل ها و عناوین مختلف بر ضد شیعه کار می کنند. از این طرف هم، شیعه انگلیسی که همه هنرش را در این می بیند که ثواب من، فضیلت من، اصلا رسالت من، مسئولیت من مبارزه با آمریکا و انگلیس نیست. من باید با چهار نفر از مردم اهل سنت مبارزه کنم، باید به آنها بد و بیراه بگویم. باید به آنها فحش بدهم. به مناسبت های مختلف حرف های اختلاف انگیز بزنم که حتی با کمال تاسف بعضی از اطرافیان در بیوت بعضی از مراجع محترم هم درگیر این مساله شدند. برخی از آنها که از ابتدا هم شیعه بودنشان، تشیع انگلیسی بود. اصلا از اول مرجع نبودند، ما آنها را اصلا از اول به عنوان مرجع نمی شناسیم و نشناختیم. همیشه معلوم بود که سخنان آنها از کجا آب می خورد و از کجا رشد کردند و عنوان پیدا کردند. در اربعین ایجاد اختلاف می کنند، در بیست و هشتم صفر ایجاد اختلاف می کنند. به عنوان شهادت حضرت محسن و به شکل های مختلف دیگر ایجاد اختلاف می کنند. نه خیر. ما چنین چیزی نداریم. مطلب همان است که مقام معظم رهبری فرمودند. این مطلب را به عنوان یک معیار بگیریم که تشیع انگلیسی با تسنن آمریکایی دو لبه یک قیچی هستند که هر دو می خواهند اصل اسلام و قرآن را و مذهب حقه دین خدا را مورد هجوم قرار بدهند. ما با هر دوی آنها مخالفت خودمان را اعلام می کنیم و پیمان وحدت بین مسلمین را به همه اهل کعبه و قبله اعلام می کنیم. خدایا روز به روز و لحظه به لحظه بر وحدت و اتحاد و انسجام جهان اسلام بیفزای.

اما مناسبت دوم و مهمترین مناسبت این هفته، هفته بسیج است. قبل از خطبه ها برادر عزیزمان، جناب سرگرد میرزایی عزیز، فرماندهی محترم حوزه بسیج اندیشه، فرمایشاتی داشتند که استفاده کردیم. از ایشان و زحمات و خدمات ایشان تشکر و قدردانی می کنیم و همینطور از همه عزیزان بسیجی در هر کجای جهان اسلام قرار دارند، بخصوص در منطقه و شهرستان خودمان، شهر اندیشه، از عزیزان بسیجی که در مساجد، در ادارات، در سنگرهای مختلف انجام وظیفه می کنند، از زحمات و خدماتشان قدردانی و تشکر می شود.

عزیزان من! برادران و خواهران گرامی! ما می خواهیم معیارهای عالی که حضرت امام و مقام معظم رهبری برای بسیج بیان کردند، بیان کنیم. می بینیم یک عرصه و طیف بسیار گسترده ای دارد. از خدمات اجتماعی، خدمات سازندگی، خدمات نظم و امنیت کشور، خدمات اقتصادی، خدمات هشت سال دفاع مقدس، آن هم در این مقیاس بسیار بزرگ. خدماتی که در عرصه های نظامی بعد از انقلاب انجام دادند، هرچه خوبی می بینیم در قامت زیبای بسیجی می بینیم یعنی مصداق ها و معیارهای بسیجی هر کجا که کامل شد، هر کسی بسیجی در این کشور عمل کرد، بهترین عملکرد را داشت. بهترین خدمت رسانی را داشت. نفعش برای همه بود. در جنگ تحمیلی نابودی صدام و صدامیان حاصل شد. به خاک مذلت نشستن ابرقدرت هایی که پشت سر صدام بودند و صدام آلت دست آنها بود، به دست بسیجیان انجام گرفت. با روحیه بسیجی هشت سال دفاع مقدس به خوبی اداره شد و بعد از دفاع مقدس هم در تمام سال ها، در همه دولت ها، اگر در دولت اشتباهی وجود داشت، به این خاطر بود که بسیجی عمل نکرد. هیچ کس نباید دولتی را با تمام خوبی هایش ببیند و دولت های دیگر را با تمام بدی هایش. دولت هفتم و هشتم و نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم ندارد. هر دولتی، کابینه اش، هیئت وزیرانش، هر مجلسی با هر طیف و ایل و تبارش اگر بسیجی عمل کردند مردم لذتش را بردند، نفعش را بردند و هر کجا از بسیج فاصله گرفتند، روحیه بسیجی در فلان مدیر کل نبود، به ضرر مردم عمل شد. روحیه بسیجی یعنی روحیه انقلابی گری، روحیه بسیجی یعنی روحیه تقوا، روحیه بسیجی یعنی روحیه ایمان، روحیه بسیج یعنی یک انقلابی تمام عیار، هر کجا این روحیه بسیجی در بین نبود، مردم ضرر کردند. نمونه هایش را خود شما بررسی کنید.

اما از نظر موشک هایی که خار چشم دشمنان ما شد و هست و خواهد بود و سایر پیشرفت های صنایع نظامی و هسته ای، از نظر علمی و از نظر صنعتی، جز با روحیه بسیجی مگر امکان پذیر بود؟ غیرممکن بود. آیا پیشرفت های اقتصادی بسیار عظیمی که وجود داشته است، کارهای جهادی که انجام گرفته است، افتتاحیه پروژه های بزرگی که انجام گرفته است، در فلان جا، فلان راه آهن افتتاح شد، در فلان جا، فلان پل  یا فلان تشکیلات رفاهی، فلان پروژه های عمرانی اگر پشتوانه اش روحیه بسیجی بود موفقیت آمیز بود. هر کجا کار در دست اندازهای اداری و روحیه بروکراسی غربی و حالت های تجملی و تشریفاتی و بریز و بپاش ها و رانت خواری ها و پارتی بازی ها افتاد، دودش به چشم مردم رفت. اگر کارخانه ارج چندسال پیش تعطیل شد، برای این بود که مسئولین آن زمان از روحیه بسیجی فاصله گرفتند. و اگر کارخانه ارج های دیگر تعطیل شد، علتش همین بود. اگر امروز ۵ ماه است که شش هزار کارگر و کارکنان پرسنل صنایع نیشکر هفت تپه شوش این طور به مشکل افتادند و این طور در خوزستان مشکل ایجاد شد و باعث بروز یک مشکل و گرفتاری عظیمی شد، این به این خاطر بود که مسئولین مربوطه، آن مدیرکل ها و آن مدیرانی که فقط به فکر امکانات و میز خود بودند، کار خود را درست انجام ندادند، بسیجی عمل نکردند. اگر قضیه ارز اینطوری شد، اگر دلار اینطوری شد، اگر سکه اینطوری شد، هر مشکلی در این کشور پیش آمد و پیش بیاید ریشه اش به خاطر فاصله گرفتن از بسیج و روحیه بسیجی است و برعکس هر کجا خدمتی انجام شد بدون روحیه بسیجی غیر ممکن بود که انجام گیرد. خواه این روحیه بسیجی را یک مهندس داشته باشد یا یک پزشک داشته باشد، فرقی نمی کند. با این دشمنانی که ما داریم بدون روحیه بسیجی این پیشرفت های باعظمت را نمی توانیم داشته باشیم. انشاءالله مسئولین به خود بیایند و موفقیت ها را در مصادره دولت خود نگیرند. موفقیت‌ها را در تقویت روحیه بسیجی بگیرند و دیگر فرقی نکند که این دولت باشد یا آن دولت، اصلاح طلب باشد یا اصول گرا در این زمینه هیچ فرقی نمی کند.

حالا آقای ترامپ، با آن ادبیات و با آن روحیات اگر می آید ملت ایران را تروریسم معرفی می کند، می گوید ملت ایران ملتی تروریسم است، خداوکیلی انسان بایستی یک محاسبه ای کند که کدام ملت را باید گفت تروریست؟ از طرفی از محمد بن سلمان فاسد قاتل و غرق در عیاشی تعریف می کند و از طرف دیگر ملت ایران را تروریسم می نامد و این طور برخورد با ملت ایران برخورد می کند. آیا هر کس که ایرانی است آقای ترامپ دشمن اوست که به او می گوید تروریست؟ نه خیر. ملتی را آمریکا و رئیس جمهور خبیث و ملعونش تروریست معرفی می کند که آن ملت دارای روحیه بسیجی باشند و گوش به فرمان رهبر داشته باشند، اهل تقوا و جهاد باشند. چنین ملتی را آنها تروریسم معرفی می کنند اما آقای محمد بن سلمان را یا دوستان دیگر خودش را، کسانی که آب به آسیاب دشمن می ریزند برای اینکه خوب بتواند مثل گاو شیرده آنها را بدوشد از آنها تعریف و تمجید هم می کند. با آنها شب عید سبزی پلو با ماهی هم می خورد اما نسبت به ملت ایران که روحیه بسیجی دارند هیچ وقت با آنها سر سازش نخواهند داشت.

خدا را هزاران بار شکر، الحمدلله این روحیه بسیجی امروز فقط در ایران نیست. جاهای دیگر را نگاه بکنید، چرا مسلمانان میانمار کشته می‌شوند؟ چون عطر و بویی از اسلام ناب به آنها وزید. یک عده مبلغ مسلمان بسیجی به آنجا رفتند و گمنام در تایلند و میانمار و شرق آسیا اسلام ناب را تبلیغ کردند ولی دشمنان نتوانستند تحمل کنند و با این وسعت آنها را کشتند ولی آنها نه تنها از بین نرفتند بلکه روز به روز بر رشد آنها اضافه شد

از میانمار بگیرید تا بیایید پاکستان و افغانستان تا بیایید جنوب ایران، در خلیج فارس، در بحرین و یمن و امارات، تا بروید عراق و سوریه و لبنان تا غرب آفریقا، نیجریه، این هلالی که آنها به آن هلال شیعی می گویند ولی ما می گوییم هلال قرآنی، ما می گوییم هلال بسیجی، حشد الشعبی و شیعه نیجریه ای و مسلمان میانماری و شیعه مظلوم یمنی همه اینها یک هلالی از قدرت اسلام ناب بسیجی ایجاد کردند که در دنیا درخشیدند و بدانید که طبق گفته تحقیقات موسسات پژوهشی خود آمریکا و بسیاری از افراد دیگر از تحصیل کرده های آمریکایی که اندکی مستقل هستند، دوران افول قدرت آمریکا آغاز شده و با شدت و با یک شیب تند نه یک شیب کند، افول و غروب قدرت استعماری آمریکا و غرب شروع شده است درست به همان موازاتی که قدرت بسیجی و قدرت تقوای مومنین در جهان اسلام رشد پیدا کرده است. انشاءالله این رشدها روز افزون باشد و آن غروب و افول جریان استکباری دنیای غرب روز به روز سریع تر انجام بشود انشاءالله.

من مطلبی را از یکی از رهبران یمن، دبیرکل انصار الحجه عرض می کنم. نام گروه انصارالله را در یمن شنیدید، ولی به موازات همان انصارالحجه یا انصارالمهدی نیز در یمن وجود دارد. جناب آقای سید حسن العماد مطالب بسیار مهمی خطاب به ایرانیان بیان کرده است برای اینکه قدر بسیجی بودن خود را بدانیم و انشاءالله ما هم بسیجی باشیم و خدمتگزار بسیجیان واقعی باشیم، برای اینکه بدانیم این مسیر به کجا می رود، متن جملات ایشان را به عنوان حسن ختام عرایضم خدمت شما می خوانم.

آقای سید حسن العماد اخیرا این مطالب را مطرح کرده است و خطاب به ایرانی ها گفته است: کسانی که از روایات ظهور و برنامه های امام زمان اطلاع ندارند نمی فهمند که چرا عربستان و اسرائیل و  انگلیس و آمریکا به یمن حمله می کنند. باید برگردیم به کتاب های دینی خودمان، متاسفانه دشمن بیشتر از ما کتاب های دینی و روایت های مسلمین را و علامت های ظهور منجی عالم بشریت را خوانده و می‌خواند. دشمن کتاب های ما را بررسی کرده و فهمید که این امام زمان ظهور نمی کند جز اینکه مقدماتش فراهم شود. مقدمه ظهور ایشان چیست؟ محقق شدن دو پرچم جزء مقدمات ظهور است. یکی پرچم خراسانی در ایران و دوم پرچم یمانی در یمن. شما ایرانی ها اگر دقت کنید همان کسانی که عامل حمله به یمن هستند، حامی هشت سال جنگ علیه شما نیز بودند. با همین پول ها و موشک ها و سلاح ها که به ما حمله می کنند آن روز هم به شما حمله کردند. چرا؟ چون آن روز نمی خواستند ایران آزاد و مستقل شود و پرچم خراسانی سرپا بایستد ولی شکست خوردند و ایران مستقل شد. امروز نگران استقلال یمن هستند که حلقه یمنی ظهور تکمیل نشود. گرچه حلقه خراسانی تکمیل شد اما حلقه یمنی دیگر تکمیل نشود. اینها یمن را نابود می کنند چون با خود امام زمان دشمنی دارند، با خودظهور، با خود دولت امام زمان دشمنی دارند،  اینجاست که انسان متوجه می شود که چطور چند میلیون قحطی زده این وضعیت را دارند تحمل می کنند. امروز ما یمنی ها را با این گرسنگی ها، با این تشنگی ها، با این بمب ها می خواهند نابود کنند چون دشمنی دارند با خود امام زمان، امروز ما یمنی ها چشم مان باز شده است و به برکت جمهوری اسلامی بیدار شده ایم، به برکت امام، به برکت رهبری فعلی، مقام معظم رهبری و به برکت شهدای قبل و بعد انقلاب شما. بدانید چرا آقای ترامپ و دار و دسته اش تمام تلاش خود را گذاشتند که انقلاب ایران به ۴۰ سالگی نرسد و این آرزو را به گور خواهند برد. آن انفجار نور به یمن رسید، آمریکا و عربستان کور خوانده اند. یمن به وضعیت سابق بر نمی گردد. اینها امروز علیه یمن در  جنگ هستند چون اگر یمن مستقل شود، دو بال ظهور تکمیل می شود. با آن بال خراسانی و این بال یمانی، ظهور امام زمان انشاءالله محقق می‌شود. اینها می دانند و دارند روی این نقشه کار می کنند. حالا شما نگاه کنید به سخنان محمد بن سلمان که مدتی پیش در مصاحبه ای گفت ما نمی گذاریم ایران در منطقه گسترش یابد چون ایران به دنبال زمینه سازی ظهور امام زمان است. مشکل شان ظهور است که بعد از آن اتفاق خواهد افتاد. سید حسن نصر الله در سخنرانی خود پاسخ شما را آقای محمد بن سلمان این چنین داده است که شما و اربابان شما، چه تو و چه بزرگتر از تو، نمی توانند و نخواهند توانست جلوی ظهور مهدی فاطمه را بگیرند. در آخر هم می گوید که فدای امام زمان بشویم که هنوز ظهور نکرده اینطور از او می ترسند. اگر خود حضرت بیاید اینها چکار خواهند کرد و به چه وحشتی خواهند افتاد. امروز یمن یک امتحان بزرگ است اگر ما بخوابیم دشمن خواب نیست و بیست و چهارساعته دارد کار می کند.

خدایا و پروردگارا! به عزت و جلالت، پیروزی یارانت را روز به روز نزدیک تر بگردان. همه مومنین، مومنات، بسیجیان جهان اسلام در شرق و غرب جهان را خدایا به پیروزی نهایی برسان. ما را به معنای واقعی جزء بسیجیان و یاوران و زمینه سازان ظهور مهدی فاطمه مقرر بفرما. به حق این دو میلاد مبارک پیامبر و امام جعفر صادق همه مومنین و مومنات را سرافراز و پیروز بگردان و این چشمان گنهکار ما را به زودی زود به چشمان و جمال زیبای امام زمان ما روشن بگردان. شر دشمنان اسلام و ابولهب های زمان را به خودشان برگردان.

 

photo_2018-11-26_11-31-51 photo_2018-11-26_11-31-48 photo_2018-11-26_11-31-41 photo_2018-11-26_11-31-37 photo_2018-11-26_11-31-35 photo_2018-11-26_11-31-32 photo_2018-11-26_11-31-11 photo_2018-11-26_11-31-14 photo_2018-11-26_11-31-16 photo_2018-11-26_11-31-19 photo_2018-11-26_11-31-22 photo_2018-11-26_11-31-25 photo_2018-11-26_11-31-29

Google+Yahoo MailWhatsAppLineOutlook.comاشتراک گذاری

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه شما

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.